فهمگذار از قدرتآفرینی دانش به قدرتآفرینی اشتراک دانش (یک روش کیفی)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکئه علوم انسانی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکئه علوم انسانی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
3 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکئه علوم انسانی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
4 دانشجوی دکتری، گروه علوم اجتماعی، دانشکئه علوم انسانی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.30481/lis.2018.60984چکیده
هدف: در دنیای امروز، حوزه معرفتشناسی هم دچار تغییر و تحولات اساسی شده است، بهنحوی که شاهد گذار از مرحلۀ قدرتآفرینی دانش به مرحلۀ قدرتآفرینی اشتراک دانش هستیم. بنابراین هدف پژوهش حاضر فهم گذار از قدرتآفرینی دانش به قدرتآفرینی اشتراک دانش از دید دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز است. روش: در پژوهش حاضر از رویکرد نظریۀ دادهبنیاد که یک شیوۀ پژوهش کیفی است، بهره گرفته شده است و با تعداد بیستنفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز به روش نمونهگیری هدفمند مصاحبه صورت گرفت. مصاحبه تا اشباع دادهها ادامه یافت. تحلیل اطلاعات بلافاصله پس از مصاحبهها بر اساس کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. یافتهها: یافتهها نشان داد از نظر دانشجویان چهار مضمون اصلی زمینهساز اشتراک دانش در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی میباشند. مضامین فرعی دینداری (اعتقاد و باور دینی، زکات علم، نشر علم) در سرمایه اجتماعی دانشگاهی (اعتماد بین فردی، تشکیل اجتماع علمی)، در ارتقای کیفیت خدمات دانشگاهی (تأمین امکانات و منابع، زیرساختهای تکنولوژیکی)، در عوامل انگیزشی (حمایتهای کلان، حمایتهای خرد) . هر کدام از مضامین اصلی دارای زیرمجموعههای فرعی هم بودند. مقولۀ محوری در این پژوهش مفهوم سرمایۀ اجتماعیِ دانشگاهی است. نتیجه: یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد بیشتر پاسخگویان، سرمایۀ اجتماعیِ دانشگاهی را زمینهساز اصلیِ اشتراک دانش میدانند. با این حال، تأثیر متغیرهای اقتصادی، فرهنگی و انگیزشی را هم در رابطه با اشتراک دانش باید در نظر گرفت.