تأملی بر تاریخسازیهای تئولوژیک
نویسندگان
1 استادیار فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی
doi
چکیده
این مقاله در صدد است تا نشان دهد که چگونه نظامهای نظری تئولوژیک، که در حول و حوش همة ادیان تاریخی شکل میگیرند - و لذا باید میان این نظامهای نظری با روح اصلی و معنوی ادیان به تمایزی بنیادین قائل بود - تاریخ و شخصیتها و رویدادهای تاریخی را در چارچوب اعتقادی خویش تفسیر کرده، و از تاریخ «آنگونه که باید باشد»، و نه «آنگونه که هست» سخن میگویند. همین امر، یعنی وفاداری به نظامهای تئولوژیک مورد پذیرش یک قوم یا یک گروه، سبب میگردد که معتقدان به یک نظام تئولوژیک - درست همچون پیروان نظامهای ایدئولوژیک در دورة جدید - مواجههای ابزاری با تاریخ و رویدادهای آن داشته، از تاریخ نه به منزلة یک منبع مهم معرفتی، بلکه به عنوان ابزاری به منظور استخراج پارهای از مؤیدات تاریخی به منظور اثبات باورهای اعتقادی خود و لذا نادیده گرفتن همة مواردی که ناقض باورهای آنان است، بهره جویند. لذا تفسیرهای یکسویة معتقدان به نظامهای تئولوژیک را باید، به دلایل سرشت نحوة تفکر تئولوژیک و ویژگیهای آن، یعنی به جهت اوصافی چون جدلی بودن، دوری بودن، سیستمساز بودن، گزافی و دلبخواهانه بودن، دوگانهانگاری و ... ، بیش از آنکه گزارشی از تاریخ تلقی کنیم، باید به منزلة نوعی «تاریخسازی» و حتی نوعی «دروغ مقدس» تلقی کنیم. باید توجه داشت که تعابیری چون «تاریخسازی» یا «دروغ مقدس» را بههیچوجه نباید به عنوان اموری کاملاً آگاهانه و در معنایی اخلاقی، بلکه باید به مثابه اموری ناخودآگاه و به منزلة خطایی معرفتی فهم کرد. به تقدیر، در نظامهای تئولوژیک، تاریخ به منزلة یک منبع معرفتی اساسی از دسترس معتقدان به این نظامها خارج میشود.