واکاوی چالشها و استراتژیهای کارآفرینشدن نظام آموزشعالی افغانستان
نویسندگان
1 استادیار، گروه تعلیم و تربیه، دانشکده علوم تربیتی و مسلکی، دانشگاه تعلیم و تربیه کابل، افغانستان
2 استادیار، گروه تعلیم و تربیه، دانشکده علوم تربیتی و مسلکی، دانشگاه تعلیم و تربیه کابل، افغانستان
3 استادیار، گروه تعلیم و تربیه، دانشکده علوم تربیتی و مسلکی، دانشگاه تعلیم و تربیه کابل، افغانستان
doi
10.22034/jgk.2025.456143.1199چکیده
بسیاری از بحرانها و نابسامانیهای موجود در کشور افغانستان با بحران اشتغال و فقدان کارآفرینی ارتباط دارد. بااینحال، نظام آموزشعالی برای تربیت افراد کارآفرین باید نقشهای تعیینکنندهای ایفاء نماید، اما شواهد نشان میدهند که نظام آموزشعالی این کشور برای کارآفرینشدن، با چالشها و موانعی متعددی مواجه است. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر واکاوی موانع کارآفرین شدن نظام آموزشعالی افغانستان است. این پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری و روش پژوهش کیفی و با روش نظریۀ زمینهای و با مصاحبۀ عمیق اجرا شده است. جامعۀ هدف تحقیق، ۱۵ نفر از نخبگان (شامل اعضای هیأت علمی، کارآفرینان و کارشناسان کارآفرینی) افغانستان است. یافتههای پژوهش نشان داد که مجموعهای از عوامل و شرایط بهعنوان چالشهای کارآفرین شدن نظام آموزش عالی این کشور دخیل هستند که در سه طبقه چنین دستهبندی شدند: فقدان چشمانداز و منابع و فقدان فرهنگسازمانی کارآفرینانه بهعنوان (شرایط علی)، فقدان کاربردیسازی آموزشعالی، بینالمللی نبودن نظام آموزشعالی و فقدان قوانین حمایتی و الزام هنجاری بهعنوان (شرایط زمینهای) و عدمحمایت دولت و جنگ و بیثباتی بهعنوان (عوامل مداخلهگر). بااینحال، از نظر مشارکتکنندگان تحقیق، برای کارآفرین شدن این نظام نیاز است تا استراتژیهایی همچون مشارکت دانشگاه و بازار کار، تغییر ماهیت و اهداف نظام آموزشعالی و حمایت همگانی از این نظام بهکار گرفته شود. همچنین، عمدهترین پیامدهای کارآفرین نبودن نظام آموزشعالی در مقولههایی همچون افزایش فقر و بیکاری، مهاجرتهای بیرویه، گسترش جنگ و خشونت، اعتیاد و افزایش ناهنجاریهای اجتماعی دستهبندی گردید. درنهایت، پدیدۀ مرکزی مدل پارادایمی با عنوان «پویا نبودن و در حاشیه بودن» تعیین گردید. نتیجهگیری کلی پژوهش حاضر این است که آموزشعالی افغانستان برای کارآفرینشدن با موانع متعددی از شرایط و زمینههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و قانونی مواجه است و برای کارآفرینشدن نیازمند بازتعریف، تغییر جایگاه از حاشیه به متن و حمایت همهجانبه و همگانی است.