ژولیوس سزار و نومنطقگرایی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری فلسفه دانشگاه تربیت مدرس
2 استاد مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
doi
چکیده
مهمترین هدف فلسفی فرگه تعیین و فهم شأن معرفت شناختی و هستی شناختی صدق ریاضی بود. او برای این مهم آموزﺓ منطقگرایی را مطرح کرد. آموزﺓ منطقگرایی را میتوان چنین بیان کرد: 1- همة صدقهای حساب را میتوان به زبان منطق بیان کرد؛ و 2- همة صدقهای حساب را میتوان از اصول موضوعة منطق محض با بکارگیری قواعد منطق و تعاریف به دست آورد. برای دفاع از این نظر، فرگه در صدد تعریف کاملی از عدد با استفاده از حدود منطق محض برآمد. اما تعاریف او از عدد، جدای از نواقصی دیگر با مسئلة سزار روبرو شدند. این مسئله عبارت است از امکان این همانی اشیاء ریاضی با اشیاء انضمامی و آن را میتوان چنین بیان کرد: آیا سزار با یک عدد این همان است؟ هیچیک از تعاریف فرگه نمیتواند به این سؤال پاسخ دهد و تلاشهای بعدی نیز برای حل این مسئله همچنان ناموفق بوده است. در این مقاله نشان دادهایم که مسئلة سزار تنها دارای یک بعد نیست و تنها راه حلی برای این مسئله موفق است که بتواند به سه بعد معرفت شناختی، متافیزیکی و معناشناختی آن پاسخی درست ارائه بدهد. سپس راهحل نو منطق گرایی را برای این مسئله آزمایش کردهایم و نشان دادهایم که این راهحل به علت در نظر نگرفتن ابعاد مختلف مسئله ناموفق بوده است