جغرافیای تاریخی تاشکند (چاچ) با تأکید بر موقعیت مرزی آن
نویسندگان
1 استادیار، گروه تاریخ، دانشکده حقوق، علوم سیاسی و تاریخ، دانشگاه یزد، ایران
2 استادیار، گروه تاریخ، دانشگاه یاسوج، ایران
doi
10.22034/jgk.2025.308610.0چکیده
مرزهای شمال شرقی فرارود، بهعنوان یکی از مهمترین نواحی تأثیرگذار بر سرگذشت تاریخی ایران شناخته میشوند. به نظر میرسد که تحولات تاریخی در چاچ بهطور مستقیم تحت تأثیر دو موقعیت مرزی و مرکزی قرار داشته است. چاچ، واقع در آخرین نقطه مرزهای تمدنی ایرانزمین، تجربهای منحصربهفرد از همزیستی دو فرهنگ متکامل یکجانشین و عشایری را فراهم آورد که منجر به ادغام و همآمیختگی این دو گردید. در قرون اول تا چهارم هجری، چاچ به همراه اسبیجاب، بهعنوان مهمترین مرزهای بین جهان اسلام و سرزمینهای غیراسلامی (آنسوی رود سیحون) شناخته میشد. شواهد پژوهش نشان میدهد که پس از استقرار تدریجی کوچروها در چاچ و تشکیل دولتهای جدید (قراخانیان و قراختاییان)، این ناحیه دیگر بهعنوان یک مرز مهم در جهان اسلام در نظر گرفته نمیشد و تدریجاً به ولایتی با موقعیتی غیرمرزی تبدیل شد که درنتیجه آن، اهمیت تاریخیاش کاهش یافت. بااینحال، ویژگیهای جغرافیایی چاچ، در دوران یکپارچگی ترکستان و ماوراءالنهر و زایش ترکستان روس و آسیای میانه، این ناحیه را تبدیل به یک شهر مرکزی و قلب آسیای میانه نمود. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل تاریخی و تکیهبر منابع اولیه جغرافیایی و تاریخی، تحولات چاچ را از منظر موقعیت دوگانه مرزی و مرکزی بررسی و نقش آن را بهعنوان عاملی تأثیرگذار در سرنوشت سیاسی منطقه تحلیل میکند.