واقع‌گرایی علمی و دلالت به واژه‌های نظری (بررسی نظریة ارجاع فیلیپ کیچر)

نویسندگان

1 استادیارمطالعات علم مؤسسة پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه علم مؤسسة پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

doi
چکیده

§            دفاع از یک نظریه انباشتی در پیشرفت علم برای واقع‌گرایان اهمیت زیادی دارد، چرا که قسمتی از استدلال واقع‌گرایان این است که نشان دهند جایگزین شدن نظریات گذشته با نظریات جدید همراه با پیشرفت بوده است. شاید جدی‌ترین چالشی که برای این دیدگاه وجود دارد توسط تامس کوون[1] و بعد از او پاول فایرابند[2] مطرح شده باشد. طبق تز قیاس ناپذیری کوون که فایرابند نیز مدافع آن است، راهی وجود ندارد که به وسیلة آن بتوانیم طبقه‌بندی‌های مفهومی گذشته را با طبقه‌بندی‌هایی که امروز وجود دارد (و با قبلی‌ها جایگزین شده است) مقایسه کنیم. در انقلابات علمی در ترجمة واژه‌های نظری، مشکلی دیده می‌شود. اگر هر سنت نظری یا پارادایم یا شمای مفهومی، طبقه‌بندی خاص خودش را خلق کند و راهی نداشته باشیم که یک طبقه‌بندی را با دیگری مقایسه کنیم، شاید بهتر باشد که کار دانشمند را نه بریدن جهان به طبقات طبیعی بلکه ایجاد طبقاتی جدید بدانیم. بنابراین برای واقع‌گرا اهمیت دارد که استدلالی بر این مبنا که مفاهیم موجود در پارادایم‌های جایگزین قابل مقایسه هستند ارائه کند. چنین استدلالی باید قادر باشد نشان دهد که معنا و یا مرجع این واژه‌ها در طول تاریخ علم به نحوی حفظ می‌شوند و یا اگر تحول در معنای مفاهیم کلیدی علمی در طول تاریخ امری اجتناب ناپذیر باشد، آنگاه در این تحولات مفهومی نوعی پیوستگی مشاهده می‌شود. §            در این مقاله یکی از این تلاش‌ها برای به وجود آوردن چنین نظریه‌ای (توسط فیلیپ کیچر)[3]  مورد بررسی قرار می‌گیرد و نقد وارد شده بر آن مطرح می‌شود و در نهایت استدلال می‌شود که چنین نظریه‌ای نمی‌تواند انتظارات لازم را برآورده کند. در بخش اوّل نظریه علّی ارجاع به عنوان جایگزینی برای نظریة توصیفی به عنوان راه حلی برای مشکل مطرح شده بررسی می‌شود و مشکلات پیش روی آن، که منجر به تلاش برای بدست آوردن نظریه‌ای علی‌ - توصیفی (مانند نظریه کیچر) شد، مطرح می‌گردد. در بخش دوّم مروری خواهد شد بر نمونه‌ای تاریخی یعنی نظریة فلوژیستن[4] و آزمایش‌های جوزف پریستلی[5] و هنری کاوندیش[6] در پیشبرد این نظریه که امروز ابطال شده است. در بخش سه، نظریه ارجاعی فیلیپ کیچر شرح داده خواهد شد و تغییر نظریة فلوژیستن به نظریة اکسیژن لاووازیه[7] در پرتوی نظریه کیچر قرائت می‌شود. در بخش چهارم نقدی که سیلوس به این دیدگاه وارد می‌داند بررسی می‌شود و در نهایت با بررسی زمینه تاریخی این دیدگاه به نتیجه‌گیری پرداخته خواهد شد. [1]. Thomas S. Kuhn [2]. Paul Feyerabend [3]. Philip Kitcher [4]. Phlogiston [5]. Joseph Priestley [6]. Henry Cavendish [7]. Lavoisier