تحلیل ریاست بر خانواده در فقه اسلامی و حقوق ایران

نویسندگان

1 دانشگاه علوم پزشکی یاسوج

doi
10.71660/aqojap.2026.3291244192
چکیده

هدف: هدف از این پژوهش آن است که ریاست بر خانواده درحقوق ایران و مذاهب خمسه را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. مواد و روش‌ها: این پژوهش با روش مطالعات کتابخانه‌ای و به شیوه توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است که با مراجعه به ادله فقهی- حقوقی اطلاعات لازم به دست آمده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: خانواده به عنوان بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی، در بسیاری از فرهنگ‌ها و نظام‌های حقوقی مورد توجه قرار گرفته است و ریاست بر این نهاد در بسیاری از قوانین مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در حقوق ایران، ریاست خانواده بر اساس آیه 34 سوره نساء و ماده 1105 قانون مدنی به مرد واگذار شده است، اما این ریاست محدود به تکالیف و مسئولیت‌های خاصی است که در قبال خانواده و همسر خود باید رعایت کند. پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از: ویژگی‌ها و حدود ریاست بر خانواده در حقوق ایران و مذاهب خمسه چیست؟ همچنین فرضیه اصلی بیان می‌دارد که در حقوق خانواده ایران قوامیت مرد بر زن یک تکلیف است، نه اشراف و امتیاز و در حقیقت الزام مرد به تلاش و واداشتن او به کار و کوشش می باشد. نتیجه گیری: وجوه اشتراک ریاست بر خانواده در حقوق ایران و مذاهب خمسه بر اساس اصول مشترک فقهی و قرآنی شکل گرفته است. نخستین وجه اشتراک در این زمینه پذیرش اصل قوامیت مرد در خانواده است. تمامی مذاهب خمسه و نظام حقوقی ایران، ریاست مرد بر خانواده را به‌عنوان یک اصل پذیرفته اند. دومین وجه اشتراک، مفهوم مسئولیت‌های مرد در قبال خانواده است. در تمامی این نظام‌ها، مرد به عنوان رئیس خانواده مسئول تأمین نفقه، حفظ کرامت و احترام اعضای خانواده، و مدیریت امور مالی و غیرمالی خانواده شناخته می‌شود. در حقوق ایران نیز، این مسئولیت‌ها به‌طور دقیق در قوانین مختلف از جمله مواد 1106 تا 1119 قانون مدنی بیان شده است. سومین وجه اشتراک در حقوق ایران و مذاهب خمسه، نقش ریاست در ایجاد نظم و هماهنگی در خانواده است. در همه این نظام‌ها، هدف از تعیین ریاست بر خانواده، جلوگیری از هرج و مرج و ایجاد نظمی پایدار در روابط خانوادگی است. ریاست مرد در خانواده نه به‌عنوان یک حق مطلق، بلکه به‌عنوان یک مسئولیت برای حفظ مصالح خانواده و ایجاد انسجام در روابط زوجین است. این مفهوم در تفسیرهای مختلف از آیه قوامیت در قرآن نیز تأکید شده است. چهارمین وجه اشتراک، وجود برخی محدودیت‌ها در زمینه ریاست مرد است. در همه مذاهب و همچنین در حقوق ایران، ریاست مرد بر خانواده به‌طور مطلق نیست و محدود به چارچوب‌هایی است که در آنها حقوق زن و کرامت انسانی او رعایت شود. برای مثال، در حقوق ایران، مرد نمی‌تواند در امور شخصی و مالی زن دخالت کند و باید احترام به آزادی‌های شرعی و قانونی زن را رعایت کند. در تمامی مذاهب خمسه و حقوق ایران، ریاست مرد بر خانواده نه به‌عنوان یک موقعیت برتر و امتیاز ویژه، بلکه به‌عنوان مسئولیتی خطیر و تکلیفی برای حفاظت از خانواده و مدیریت آن شناخته شده است. این مسئولیت‌ها در کنار حقوقی که برای مردان به‌عنوان رئیس خانواده تعیین شده، منوط به رعایت عدالت و انصاف در قبال اعضای خانواده است.وجوه افتراق ریاست بر خانواده در حقوق ایران و مذاهب خمسه بیشتر در تفسیر و جزئیات حقوق و تکالیف مرد به عنوان رئیس خانواده و محدودیت‌های این ریاست در برخی از مسائل خاص دیده می‌شود. این تفاوت‌ها به‌ویژه در مواردی همچون حقوق مالی زن، دخالت مرد در امور شخصی زن، و تفسیر محدوده قوامیت آشکار است. اولین وجه افتراق، تفاوت در تفسیر حقوق مالی زن و دخالت مرد در آن است. در مذهب حنفی، زن در تصرفات مالی خود آزادی بیشتری دارد و مرد نمی‌تواند مانع تصرفات او در اموالش شود. در این مذهب، زن حق دارد اموال خود را بدون نیاز به اجازه شوهر مدیریت کند. در مقابل، در مذهب مالکی، تأکید بیشتری بر اطاعت زن از شوهر در مسائل مالی وجود دارد و مرد می‌تواند در برخی موارد از جمله نحوه استفاده زن از اموالش دخالت کند. در مذهب شافعی و حنبلی نیز، مرد از اختیار بیشتری در مسائل مالی زن برخوردار است، به‌ویژه در زمینه‌هایی چون نظارت بر شغل زن و تصمیم‌گیری در خصوص هزینه‌های خانوادگی. در حقوق ایران نیز، بر اساس ماده 1118 قانون مدنی، زن می‌تواند در دارایی خود هرگونه تصرفی داشته باشد، اما در برخی موارد، مرد می‌تواند او را از شغلی که به‌نظر منافی مصالح خانوادگی باشد، منع کند. دومین وجه افتراق، تفاوت در تفسیر و محدوده قوامیت است. در مذهب حنفی، قوامیت به‌طور عمده به امور مالی محدود است و مرد نمی‌تواند در سایر جنبه‌های زندگی زن دخالت کند. در حالی که در مذهب مالکی، قوامیت بیشتر شامل مسائل اخلاقی و اجتماعی نیز می‌شود و مرد می‌تواند در مورد رفتار زن در جامعه نظارت بیشتری داشته باشد. در مذهب شافعی، نشوز زن به‌عنوان خروج از اطاعت شوهر تعریف می‌شود و این امر می‌تواند حقوق مالی زن را تحت تأثیر قرار دهد، در حالی که در مذهب حنبلی، بیشتر به شروط ضمن عقد و توافقات پیش از ازدواج توجه شده است. در حقوق ایران، ریاست مرد به‌ویژه در مواردی مانند تعیین محل سکونت و نظارت بر شغل و فعالیت‌های اجتماعی زن محدود به تأمین مصلحت خانواده است و نمی‌تواند به‌طور مطلق در امور شخصی و فردی زن دخالت کند. سومین وجه افتراق، تفاوت در تعامل با تحولات اجتماعی و تغییرات نقش‌های جنسیتی است. در حقوق ایران و برخی مذاهب خمسه، با توجه به تحولات اجتماعی و افزایش مشارکت زنان در عرصه‌های مختلف زندگی، نیاز به بازنگری و تفسیر مجدد در مورد ریاست مرد بر خانواده احساس شده است. در برخی مذاهب، مانند مذهب شافعی، بر قدرت و اختیارات مرد در خانواده تأکید بیشتری شده، در حالی که در مذهب جعفری (شیعه) و در حقوق ایران، تفسیر متعادل‌تری از ریاست مرد و حقوق زن ارائه شده است.