شناسایی چالشهای دانشآموزان در حل مسائل کلامی کسر در پایان دورة ابتدایی
نویسندگان
1 گروه روان شناسی تربیتی دانشگاه الزهرا
2 گروه ریاضی دانشگاه شهید بهشتی
3 کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی
doi
چکیده
به کار بردن دانش ریاضی در حل مسائل از طریق مواجه ساختن دانشآموزان با چالشهای زندگی واقعی در چارچوب مسائل کلامی، یکی از شاخص های کیفی ارزیابیِ توانایی آنان محسوب می شود. بنابراین، توانمند کردن دانشآموزان در حل مسائل کلامی، یکی از اهداف نظامهای آموزشی است. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی چالش های حل مسائل کلامی کسرهای متعارفی در دانش آموزانی بود که دورة ابتدایی را به پایان رسانده بودند. بدین منظور با هشت دانشآموز دختر و پسر که داوطلب شرکت در پژوهش بودند و پایة ششم ابتدایی را تمام کرده بودند و آمادة ورود به پایة هفتم ابتدایی بودند، مصاحبهای با رویکرد کیفی و به روش مصاحبة مبتنی بر تکلیف صورت گرفت. محتوای تکالیف در مصاحبه، شش مسئلة کلامی ریاضی در حوزه کسر بود. پس از پیاده سازی مصاحبهها، به روش تحلیل محتوای استقرایی، زیر مضمونها و مضمونها تبیین شدند. طبق یافتههای پژوهش، 10 چالش دانشآموزان تحت عنوانهای تغییر در ساختار جمله، اشتباه های محاسباتی در عملیات با کسرها، بدفهمی در رابطه با کسرها، باور نامناسب نسبت به پاسخ یک مسئله ریاضی، محدود بودن تصور دانشآموزان نسبت به حل مسئله، غلبة یادگیری رویه ای بر یادگیری رابطه ای، پایین بودن اعتمادبهنفس در رابطه با حل مسئله، نقش عوامل عاطفی در حل مسئله، مشکل مفهومی در درک مفاهیم ریاضی و مدلسازی شناسایی شد. در مجموع، نتایج نشان داد دانشآموزان در حل مسائل کلامیِ کسر، با چالشهای شناختی، عاطفی و زبانشناختی مواجه هستند. لذا توصیه می شود در راستای رویارویی اصولی با این چالش ها و حل آنها، تغییراتی در برنامههای درسی، سبکهای تدریس و محتوای آموزشها صورت گیرد.