تحلیـل انتقـادی جایگـاه شکاف تبیینی در نظریه چالمرز

نویسندگان

1 استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

 خاستگاه شکاف تبیینی در دوگانه انگاری خاصیت است و دوگانه انگاری خاصیت نیز با طرح کریپکی با یکی دانستن «واقعیت» و «ظهور» حالت ذهنی شکل می‌گیرد و در ادامه توماس نیگل نیز واقعیت آگاهی را در گرو خواصی کیفی و اول شخصی آن می‌داند و در نهایت لِوین[1] مسئله شکاف تبیینی یا چگونگی ظهور آگاهی اول شخص از ساختار فیزیکی مغز را اعلام می‌دارد. به نظر چالمرز[2] مسئله دشوار آگاهی یا خاستگاه شکاف تبیینی، خاصیت پدیداری تجربه است. او سه اصل روش شناختی ارائه می‌دهد تا زمینه را برای تدوین قانون روان - فیزیکی و رفع شکاف تبیینی فراهم کند. در این مقاله اصول و مبانی چالمرز را مورد بررسی و نقد قرار می‌دهیم و در نهایت به این نتیجه می‌رسیم که او برخلاف دعوی اولیه‌اش به مقتضیات مسئله شکاف تبیینی پایبند نیست. [1]. Levine [2]. Chalmers