کنترل و مدیریت سنتی آبهای سطحی در مناطق خشک با استفاده از سازههای آبی کهن (مطالعۀ موردی: شهرستان خوسف)
نویسندگان
1 استادیار، گروه باستانشناسی، دانشگاه جیرفت، جیرفت، ایران
2 استادیار گروه باستانشناسی، دانشگاه هنر، شیراز، ایران
3 استادیار، گروه باستانشناسی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
4 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران.
doi
10.22034/jgk.2024.420604.1160چکیده
مدیریت کنترل آبهای سطحی بهویژه در مناطق کم بارش، یکی از راههای تأمین آب برای رفع نیاز ساکنین مناطق خشک و کمآب ایران است. شهرستان خوسف واقع در استان خراسان جنوبی، یکی از مناطقی است که ساکنین آن از دیرباز تاکنون، بهدلیل کمبود آب، با انجام تمهیداتی سعی در مدیریت و کنترل آبهای سطحی داشتهاند. در این راستا، با ایجاد سازههای آبی اعم از بندسار و آبانبار، تلاش نمودند تا آبهای سطحی ناشی از بارندگی را کنترل و مورد استفاده قرار دهند. برای انجام این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. شیوۀ گردآوری و تنظیم اطلاعات در آن نیز بر پایۀ بررسیهای میدانی و کتابخانهای در سطح شهرستان خوسف بوده که با بهرهگیری از نرمافزار GIS، برخی از این سازهها نیز شناسایی و چگونگی پراکنش آنها مورد تحلیل قرارگرفته است. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز بررسی و تحلیل چگونگی کنترل و مدیریت سنتی و کهن آبهای سطحی و نقش برخی سازههای مرتبط با آن همچون بندسار و آبانبار، در شهرستان خوسف است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بیشترین اولویت در ایجاد و پراکنش این سازهها، نزدیکی به روانآبهای سطحی (16/. برای آبانبار و 15/. برای بندسار) و سپس ارتفاع مناسب (08/. برای آبانبار و 10/. برای بندسار) برای دسترسی بهتر به آبهای سطحی است. همچنین، ساکنین این منطقه با توجه به شیب و جهت شیب مناسب، تلاش داشتند تا سرعت جریان آبهای سطحی را برای ورود به بندسارها و آبانبارها، کنترل و مدیریت کنند. ماحصل اقدامات انجامگرفته، تغییر در زمینسیمای منطقه و تلطیف شرایط سخت محیطی برای ادامه حیات ساکنین را بهدنبال داشته است.