کاربرد عنصر خیال در فهم قصص قرآن، تفسیر تطبیقی من وحی القرآن و المنیر فی العقیده و الشریعه
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز،اهواز، ایران
2 استاد تمام گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
3 دانشجوی دکتری گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22091/ptt.2025.12860.2453چکیده
تخیل بهعنوان نیرویی واسط میان عقل و حس، یکی از ابزارهای مهم درک مفاهیم فراتر از ظاهر در متون مقدس بهویژه قرآن کریم است. این پژوهش با روش تحلیل تطبیقی، به بررسی نقش و شیوههای بهرهگیری از عنصر تخیل در دو تفسیر معاصر یعنی من وحی القرآن اثر سید محمدحسین فضلالله(از مفسران شیعه) و التفسیر المنیر اثر دکتر وهبه زحیلی(از مفسران اهلسنت) میپردازد. بررسیهای انجامشده نشان میدهد که فضلالله با نگاهی خلاقانه و هنری، از تخیل برای بازآفرینی فضای روانی، عاطفی و اجتماعی قصص قرآنی بهره میگیرد و این عنصر را در خدمت فهم عمیقتر و تأثیرگذارتر از آیات قرار میدهد. در مقابل، زحیلی با رویکردی محتاطانهتر، تخیل را بیشتر در چارچوب تحلیلهای عقلانی، تاریخی و تعلیمی به کار میگیرد. نتیجه پژوهش نشان میدهد که هر دو مفسر، با رویکردی متعادل، از تخیل بهره گرفتهاند؛ اما میزان، شکل، و هدف بهرهبرداری آنها متفاوت است. این مقاله ضمن تبیین جایگاه تخیل در تفسیر قرآن، رویکردهای متنوع تفسیری در بهرهگیری از آن را تحلیل و مقایسه میکند.