برندسازی منابع انسانی در بخش دولتی: یک الگوی سهلایهای آیندهگرا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران
2 استاد، گروه مدیریت دولتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد، گروه مدیریت دولتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/qjimdo.2026.563387.1777چکیده
زمینه و هدف: تحولات سریع فناوری، دگرگونی ماهیت مشاغل و افزایش انتظارات شهروندان، سازمانهای بخش عمومی را ناگزیر کرده است که بهطور جدی به مقوله برندسازی منابع انسانی توجه کنند. سازمانهای دولتی با الزامات ویژهای همچون شفافیت، اعتماد عمومی، اخلاق اداری و خدمتمحوری مواجهاند که الگوی متفاوتی را ایجاب میکند. از سوی دیگر، ظهور مهارتها و قابلیتهای جدید مورد نیاز مشاغل آینده، ضرورت طراحی چارچوبی را دوچندان کرده است. بر این اساس، هدف این پژوهش ارائه یک الگوی سهلایهای آیندهگرا برای برندسازی منابع انسانی در بخش دولتی است. روششناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد استقرایی انجام شد و بهمنظور استخراج ابعاد مدل سهلایهای برندسازی منابع انسانی در سازمانهای دولتی، از روش کیفی میدانی بهره گرفته شد. دادههای پژوهش از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی و آیندهپژوهی در بخش دولتی گردآوری گردید. انتخاب مشارکتکنندگان با استفاده از نمونهگیری هدفمند ملاکمحور انجام شد و فرایند مصاحبهها تا دستیابی به اشباع نظری 15 نفر ادامه یافت. دادههای حاصل با روش تحلیل مضمون و بر مبنای چارچوب شبکه مضامین اترید–استرلینگ تحلیل شد تا مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر استخراج و نهایتاً ساختار سهلایهای الگو تبیین گردد. یافتهها: الگوی سهلایهای شامل هویت کارکنان، قابلیتهای آینده مشاغل و الزامات سازمانی بود. لایه اول، هویت برند منابع انسانی، شامل پنج مضمون فراگیر هویت حرفهای، هویت اجتماعی، هویت دیجیتال، ارزشهای شخصی و تصویر مورد انتظار از کارکنان برند بود که با ۱۵ مضمون سازماندهنده به تبیین ابعاد هویت کارکنان برند کمک میکند. لایه دوم، قابلیتهای آینده مشاغل، شامل شش مضمون فراگیر مهارتهای دیجیتال، مهارتهای شناختی، مهارتهای انسانی، مهارتهای سبز، مهارتهای جهانی و شایستگیهای فناورانه و دادهمحور بود که با ۱۸ مضمون سازماندهنده، مهارتها و شایستگیهای مورد نیاز کارکنان برای مواجهه با تغییرات مشاغل آینده را مشخص میکند. لایه سوم، الزامات خاص سازمانهای دولتی، شامل پنج مضمون فراگیر شفافیت، اخلاق اداری، خدمتمحوری، اعتماد عمومی و امنیت و انعطاف شغلی آینده بود که با ۱۵ مضمون سازماندهنده چارچوب الزامات عملکرد کارکنان در بخش دولتی را ارائه میدهد. نتیجهگیری: برندسازی منابع انسانی در سازمانهای دولتی فراتر از هویت فردی کارکنان است و مستلزم همراستایی هویت حرفهای و ارزشی، مهارتهای آیندهمحور و رعایت الزامات حکمرانی خوب است. اجرای این مدل میتواند به جذب، نگهداشت و توسعه کارکنان با توانمندیهای لازم برای مشاغل آینده کمک کند و برند سازمان را تقویت نماید.