مطالعه پدیدارشناختی مربیگری کسبوکار در کسبوکارهای نوپا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، پردیس بین المللی کیش، دانشگاه تهران، کیش،ایران
2 دانشیار گروه رهبری و سرمایه انسانی،دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، ایران
3 دانشیار گروه رهبری و سرمایه انسانی،دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22034/qjimdo.2025.521902.1749چکیده
زمینه و هدف: با رشد سریع و ظهور هزاران کسبوکار نوپا در سالهای اخیر، بهویژه در حوزه فناوری اطلاعات، این کسبوکارها با چالشهای متعددی در مسیر تثبیت، توسعه و رقابتپذیری روبهرو شدهاند. در این میان، مربیگری کسبوکار به عنوان یکی از رویکردهای مؤثر در ارتقای ظرفیتهای مدیریتی، تصمیمگیری و رشد پایدار، اهمیت فزایندهای یافته است. این مطالعه با رویکرد پدیدارشناختی به واکاوی تجربههای زیسته خبرگان از مربیگری کسبوکار در کسبوکارهای نوپا میپردازد. روششناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و بر مبنای استراتژی پدیدارشناسی تفسیری (هرمنوتیکی) بهمنظور فهم عمیق تجربه زیسته مربیان و شاگردان در زمینه مربیگری کسبوکار در استارتآپهای حوزه فناوری اطلاعات انجام شده است. فلسفه پژوهش در پارادایم تفسیری و با رویکرد استقرایی شکل گرفته است. دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمهساختیافته و از طریق نمونهگیری هدفمند قضاوتی از ۲۰ مشارکتکننده گردآوری شدهاند. تحلیل دادهها بر اساس روش ششمرحلهای پدیدارشناسی تفسیری ون منن انجام گرفته و افق زمانی پژوهش، مقطعی بوده است. یافتهها: تحلیل کیفی دادهها به شناسایی شش بُعد اصلی مؤثر بر اثربخشی مربیگری کسبوکار در استارتآپهای فناورانه منجر شد. این ابعاد شامل: ساختار و فرهنگ سازمانی، فرآیندها و ابزارهای مربیگری، توسعه و رشد فردی و سازمانی، راهبردها و چالشها، روابط و ارتباطات، و محیط کار هستند. یافتهها نشان دادند که مربیگری موفق در استارتآپها مستلزم تلفیق دقیق رویکردهای روانشناختی، مدیریتی، و فرهنگی با نیازهای پویای این کسبوکارها است. این شش بُعد در قالب یک چارچوب مفهومی، مسیر طراحی و اجرای مؤثر برنامههای مربیگری در اکوسیستم نوآوری را روشن میسازند. نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که مربیگری کسبوکار نقش مهمی در افزایش خودآگاهی، اعتماد به نفس، تصمیمگیری راهبردی و تسهیل یادگیری در میان بنیانگذاران کسبوکارهای نوپا دارد. همچنین، تجربه مربیگری بهعنوان یک فرآیند تعاملی و تحولآفرین درک میشود که فراتر از انتقال دانش، به توانمندسازی ذهنی و توسعه فردی و سازمانی منجر میگردد. این نتایج میتواند راهگشای طراحی برنامههای اثربخش مربیگری برای حمایت هدفمند از اکوسیستم استارتاپی باشد.