صلب بودن و واژه‌های انواع طبیعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مطاالعات علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

doi
چکیده

واژه‌های انواع طبیعی، گروهی از واژه‌های عام هستند که انواع طبیعی موجود در طبیعت را مورد اشاره قرار می‌دهند. اینکه چگونه ممکن است واژه های عام - و تنها گروهی از این واژه‌ها مثل واژه‌های انواع طبیعی - به طور صلب دلالت کنند، از زمان به نگارش درآمدن کتاب سول کریپکی، نامگذاری و ضرورت،[1] مورد بحث فلاسفه زبان است. در این کتاب، کریپکی نظریة دلالت مستقیم را به عنوان جایگزینی برای نظریة دلالت توصیفی فرگه و راسل مطرح کرد. به نظر کریپکی اسم‌های خاص واژه‌هایی صلب هستند، به این معنا که در همه جهان های ممکن تنها به یک هوّیت واحد دلالت می کنند. کریپکی نظریة خود را به الفاظ انواع طبیعی نیز بسط می‌دهد، امّا توضیح نمی‌دهد که برای واژه‌های عام یعنی واژه‌هایی که قرار است نه به یک فرد یا شیء، بلکه به گروهی از افراد یا اشیاء دلالت کنند، صلب بودن چه معنا یا تعبیری می تواند داشته باشد. در این مقاله، با ارائه‌ای از نظریة دلالت مستقیم و نقش مفهوم صلب بودن در این دیدگاه، امکان بکاربردن این مفهوم برای انواع طبیعی مورد بررسی قرار خواهد گرفت و استدلال خواهد شد که الفاظ انواع طبیعی، در معنایی که کریپکی از صلب بودن ارائه کرده، نمی‌توانند صلب باشند. [1]. Naming and Necessity