زبان در «وجود و زمان»

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی فلسفه دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

زبان در «وجود و زمان» به عنوان یکی از ساحات سه‌گانه وجود آدمی، در کنار «یافت حال» و «تفهم»، مطرح می‌شود. لذا هایدگر برای زبان، شأنی هستی شناختی قائل می‌شود و از آنجا که هستی آدمی هستی مفتوح و گشوده به سوی عالم است، زبان نیز نقش گشایشگری و آشکار کنندگی دارد. هایدگر با این بیان می‌خواهد از تلقی رایج از زبان به عنوان وسیله‌ای برای انتقال احساس‌ها و مقاصد و اندیشه‌ها فراتر رود و نشان دهد که زبان وسیله‌ای در دست ما نیست. ما خود زبانیم، هستی ما هستی زبان‌مندی است. او همچنین زبان را با تفسیر و تأویل مرتبط می‌کند. در زبان چیزها تأویل / تفسیر می‌شوند و کلمات، وظیفه‌ای هرمنوتیکی و تفسیری بر عهده دارند. هایدگر زبان را آشکار کنندة اشیاء و بنابراین مرتبط با حقیقت به معنای نامستوری می‌داند هر چند زبان روزمرة ما که از اصل خویش دور افتاده است بیشتر پوشانندة موجودات است تا آشکار‌کنندة آن‌ها.