افسانۀ افسون شدن پیامبر (ص) در سورۀ فلق: تفسیر تطبیقی طباطبایی و صادقی تهرانی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه قم، ایران
doi
10.22091/ptt.2025.8749.2181چکیده
یکی از مسائل چالشبرانگیز کلامی در قرآن مسئلۀ تأثیر جادو و افسون بر خرد و پیکر پیامبر اکرم (ص)، بهویژه در سورۀ فلق، است که مفسران با نگرشهای متفاوتی بدان پرداختهاند. طباطبایی، که پیشینۀ درخشانی در بهرهگیری از تفسیر قرآن به قرآن دارد، اثرگذاری افسون بر پیکر پیامبر (ص) را پذیرفته است، اگرچه باور دارد که افسون مایۀ آسیبدیدگی خرد آن گرامی نمیشود، درحالیکه صادقی تهرانی، که او نیز بر کاربست روش تفسیر قرآن به قرآن در فهم آیات تأکید دارد، تأثیر جادو بر خرد و پیکر پیامبر (ص) را یکسر رد کرده است. بررسی رویکرد مفسران یادشده در تفسیر سورۀ فلق، بهویژه در موضوع اثرگذاری افسون بر پیامبر اکرم (ص)، بایسته مینماید که در مقالۀ حاضر بدان پرداخته میشود. نتیجۀ این پژوهش این است که طباطبایی در تفسیر المیزان، با تأکید بر روایات اسباب نزول، تحلیلی محدودتر ارائه داده و در برخی موارد از اصول روش قرآن به قرآن فاصله گرفته است. در مقابل، صادقی تهرانی در تفسیر الفرقان، با تکیۀ کامل بر آیات قرآن و رد روایات غیرمعتبر، تفسیری جامعتر، و همخوانتر با مبانی توحیدی قرآن ارائه کرده است.