طراحی الگوی توسعه ظرفیت انطباق‌پذیری منابع انسانی در سازمان‌های دولتی؛ رویکردی کیفی

نویسندگان

1 استاد، گروه مدیریت دولتی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات ، تهران ایران.

3 دانشیار دانشکده مدیریت، دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری، تهران، ایران

4 استاد، دانشکده مدیریت، دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری، تهران، ایران

doi
10.22034/qjimdo.2025.540381.1763
چکیده

زمینه و هدف: در شرایط پرتلاطم، پیچیده و پیش‌بینی‌ناپذیر محیط‌های کاری، به‌ویژه در سازمان‌های خدمات‌محور دولتی، انطباق‌پذیری منابع انسانی به‌عنوان یک قابلیت راهبردی در مواجهه با تغییرات شتابان و بحران‌های اجتماعی شناخته می‌شود. با این حال، فقدان الگوی جامع برای توسعه ظرفیت انطباق‌پذیری کارکنان یکی از چالش‌های اصلی نظام مدیریت منابع انسانی محسوب می‌شود. بر این اساس، در پژوهش حاضر به طراحی الگویی برای توسعه ظرفیت انطباق‌پذیری منابع انسانی با استفاده از رویکرد کیفی پرداخته می‌شود.روش‌شناسی: این پژوهش از حیث هدف، از نوع کاربردی محسوب می‌شود و از نظر روش گردآوری داده‌ها، در چارچوب مطالعات کیفی جای می‌گیرد. برای اجرای آن از راهبرد تحلیل مضمون استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه را خبرگان سازمان بهزیستی کشور تشکیل دادند و نمونه‌گیری به‌صورت گلوله‌برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت؛ به‌طوری‌که در نهایت، ۱۵ نفر به‌عنوان مشارکت‌کننده انتخاب شدند. داده‌ها از طریق روش‌های کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری گردید و ابزار اصلی جمع‌آوری اطلاعات، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود. تحلیل داده‌ها نیز بر پایه فرایند کدگذاری سه‌مرحله‌ای صورت گرفت.یافته‌ها: بر اساس تحلیل داده‌های کیفی، مشخص شد که ظرفیت انطباق‌پذیری منابع انسانی در سازمان بهزیستی، پدیده‌ای چندبعدی و پیچیده است که در قالب سه بُعد اصلی شامل «قابلیت‌های شناختی و روان‌شناختی»، «شایستگی‌های رفتاری و حرفه‌ای» و «قابلیت‌های بین‌فردی و شبکه‌ای» قابل مفهوم‌سازی است. این ابعاد در تعامل با پیش‌زمینه‌های فردی، ساختارهای مدیریتی، عوامل محیطی و راهبردهای توسعه‌محور، زمینه‌ساز افزایش تاب‌آوری، چابکی سازمانی، ارتقای بهره‌وری و اثربخشی اجتماعی کارکنان در مواجهه با تحولات پرشتاب و بحران‌های اجتماعی هستند.نتیجه‌گیری: الگوی پژوهش می‌تواند به‌عنوان چارچوبی بومی و مفهومی برای مدیران و طراحان مداخلات توسعه‌ای به‌کار گرفته شود تا با تقویت ابعاد شناختی، رفتاری و ارتباطی کارکنان، سطح آمادگی و انطباق‌پذیری منابع انسانی در مواجهه با تغییرات محیطی، اجتماعی و سازمانی به‌طور مؤثری ارتقا یابد. این الگو با تمرکز بر زمینه‌های بومی سازمان بهزیستی، امکان برنامه‌ریزی هدفمند برای توانمندسازی نیروی انسانی در شرایط پرفشار و ناپایدار را فراهم می‌سازد.