ارائۀ مدل مدیریت راهبردی در نظام آموزش عالی افغانستان (مطالعهی موردی: دانشگاه تعلیموتربیت کابل)

نویسندگان

1 دانشگاه تعلیم و تربیه کابل

2 دانشگاه علامه طباطبائی

3 دانشگاه علامه طباطبائی

4 دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22034/jgk.2023.401130.1131
چکیده

هدف اصلی این مقاله، ارائه‌ی مدل مدیریت استراتژیک برای نظام آموزش عالی افغانستان، به‌ویژه دانشگاه تعلیم و تربیه کابل است. پژوهش حاضر ابا استفاده از روش تحلیل نظریه‌ زمینه‌ای با استفاده از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شده‌است. مصاحبه‌ها به‌ صورت هدفمند و با روش گلوله‌برفی با 15 تن از خبرگان اعضای کمیته‌های برنامه‌ریزی استراتژیک دانشگاه‌های کابل صورت گرفته و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA تحلیل گردیده است. در نتیجه، این تحقیق، موفق به استخراج 181 مفهوم و 15 مقوله، در قالب مدل پارادایمی مدیریت استراتژیک شامل عوامل برون دانشگاهی، نظیر ضرورت نیروی کارآمد بازار، رقابت‌پذیری دانشگاه‌ها، حمایت دولت و هم‌چنین عوامل درونی دانشگاه، همانند حرکت به سمت کار‌های تیمی، حرفه‌ای شدن دانشگاه، استقلالیت دانشگاه (به‌عنوان شرایط علی)، حمایت سطح رهبری، دسترسی به منابع مالی و بشری و عدالت سازمانی (به‌عنوان عوامل زمینه‌ای)، فرهنگ سازمانی، مدیریت دانش و اطلاعات، توسعه نوآوری، سازماندهی و بسیج منابع، شرایط اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، سیاسی (به‌عنوان شرایط مداخله گر)، و فرایند ساختاری، توسعه منابع، توسعه تکنولوژی و سیستم کنترل، راهبردها و پیامد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، افزایش دانش و توسعه پژوهش (به‌عنوان پیامد استراتژیک) شناسایی گردیده است. پدیدۀ مرکزی نیز ضرورت پیاده سازی مدیریت استراتژیک در دانشگاه شناسایی گردید. نتیجهگیری کلی پژوهش این است که، دانشگاه تعلیم و تربیه کابل، به‌عنوان یکی از اجزای مهم نظام آموزش عالی افغانستان؛ تاکنون با فقدان مدل مدیریت استراتژیک مواجه بوده، و مدل ارائه شده توسط پژوهش حاضر، با استفاده از شناسایی عوامل و شرایط برون دانشگاهی و درون دانشگاهی برای به‌کارگیری مدیریت استراتژیک به این دانشگاه ارائه شده است.