دستگاه شناختاری تکوینی: نگاهی تحولی به روش‎شناسی پژوهش

نویسندگان

1 دانشیار، روان شناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.30471/mssh.2025.11064.2649
چکیده

چکیده گستردهمقدمه و اهداف: هنگامی که از روش‎شناسی پژوهش سخن به میان می‎آید، پرسش بنیانی این است که مفروضات و اصول بنیادین روش‎های پژوهش از کجا نشئت می‎گیرند. پاسخ به این پرسش معطوف به گفتمان فرانظریه‎ای در سطح پارادایمی است. فرانظریه تکوینی بر این باور است که روش تحقیق مؤثر و مطلوب باید با معماری شناختی درک انسان و شیوه‎های سازمان‎دهی دانش در ذهن هم‎راستا باشد. این چهارچوب نظری، که ریشه در فلسفه اسلامی و به‎ویژه «حکمت متعالیه» ملاصدرا دارد، بر اصول اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری استوار است و به‎دنبال ارائه رویکردی شناختی به روش‎شناسی است که با واقعیت‎های هستی‎شناختی و معرفت‎شناختی ذهن انسان هماهنگ باشد. این هم‎راستایی، به‎منظور تضمین عمق و اعتبار یافته‎های پژوهشی در سطوح وجودی و شناختی، روش‎های پوزیتیویستی رایج را که اغلب بر تقلیل‎گرایی و جدایی ذهن از واقعیت متمرکز هستند، به چالش می‎کشد.سیر تاریخی مقوله‎های شناختی نشان می‎دهد که ذهن انسان صرفاً دریافت‎کننده‎ای منفعل نیست، بلکه با سازوکارهایی پیچیده، اطلاعات را طبقه‎بندی و معنادار می‎سازد؛ از مقولات ده‎گانه ارسطو که جوهر و عَرَض را تفکیک می‎کردند، تا گزاره‎های ترکیبی پیشینی کانت که علیت و زمان را مفاهیم ذهنیِ پیشینی می‎دانستند، و اصول اولیه توماس رید که بر بدیهیات درونی (Common Sense) تأکید داشتند. همچنین، نظریه‎های روان‎شناسی شناختی معاصر مانند گشتالت و نمونه نمایان نیز بر وجود ساختارهای سازمان‎دهنده در ذهن صحه می‎گذارند. با توجه به این پیشینه، هدف این فرانظریه، پی‎ریزی بنیانی روش‎شناختی است که توانایی تحلیل پدیده‎هایی با ماهیت پیچیده، پویا و تحولی را داشته باشد. پژوهش حاضر، یک نظام نظری شناختی با عنوان دستگاه شناختاری تکوینی معرفی می‎کند که ساختار پویا و لایه‎لایۀ فهم انسانی و هستی را بازتاب می‎دهد. این دستگاه، که در قالب یک سیستم مختصات کروی مفهوم‎پردازی شده، با هدف تفسیر پدیده‎هایی (به نام هستار) طراحی شده که از تعامل میان توانمندی‎های درونی ذهن و واقعیت‎های بیرونی هستی پدید می‎آیند. پرسش بنیادین مقاله حاضر این است که آیا فرانظریۀ تکوینی، مبانی‎ای دربارۀ شناخت انسانی ارائه می‎دهد که قابلیت عملیاتی شدن در روش‎های تحقیق مبتنی بر جهان‎بینی اسلامی را داشته باشد؟ اگر چنین است، ساختار این نظام شناختی چگونه است و چگونه می‎تواند به پژوهشگران در مطالعۀ پدیده‎های پیچیده با رویکردی جامع و معنوی کمک کند؟روش: این پژوهش از روش تجریدی تکوینی از نوع هستارانگاری توصیفی-استنتاجی بهره می‎برد. تکوین به معنای فرایند شکل‎گیری، پدیدایی، شدن و فعلیت‎یافتگی دانش است که نگرشی تلفیقی و چندروشی را بازتاب می‎دهد و بر چرخه مستمر فعلیت‎یابی هستارها تأکید دارد. تجریدی تکوینی به فرایندی خلاقانه اشاره دارد که در آن فرآیند ساختن یک مفهوم، ساختار یا چهارچوب ذهنی (مانند دستگاه مختصات کروی) با استفاده از تجرید فعال انجام می‎شود تا چیزی نو و قابل‎تسهیم ساخته شود. هستارانگاری (Entity-Ideagraphy) نیز به معنای بازنمایی پدیده‎ها به‎عنوان هستار است که ساختاری پیوندی برای توصیف و تبیین هستی فراهم می‎آورد. در این روش، ازیک‎سو به شیوه‎های توصیفی (شناسایی، طبقه‎بندی، تعریف) و ازسوی‎دیگر، با استدلال استنباطی (تبیین روابط) براساس منطق تکوینی بهره گرفته می‎شود.هستارها در این روش، تحت‎تأثیر علل چهارگانه (مادی، صوری، فاعلی و غایی) هستند و ساختار این دستگاه بر مبنای علیت شکل می‎گیرد؛ به‎طوری‎که رؤیت هر نشانگر دال بر همگاهی و ترکیب اتحادی علل چهارگانه در یک مساوقت است. بُعد زمان به‎عنوان بُعد چهارم، ساختار شکل‎گیری این هستارها را تکمیل می‎کند. منطق تکوینی در شمول خود، منطق ارسطویی، منطق فازی و منطق سیستمی را دارد و افزون‎برآن دینامیک، شدن و هدفمندی را مورد توجه قرار می‎دهد. فاعل شناسنده در این روش، عاملی خردمند و بازاندیش است که به درک ابعاد پیچیده دانش در چهارچوبی هستی‎شناختی و یکپارچه دست می‎یابد؛ زیرا فرانظریه تکوینی خرد نظری و خرد عملی را در یک ساختار تشکیکی مورد توجه قرار می‎دهد. درنهایت، روش‎شناسی تکوینی بر پایه شبکه وجودی است و به محقق می‎گوید که هستارها را در فضای هستی و افق رویداد جستجو کند و چگونه آنها را توصیف، تبیین و تفسیر نماید.نتایج: پژوهش حاضر به ساخت مفهومی دستگاه مختصات کروی تکوینی اشاره دارد. این دستگاه برپایه مفروضات فرانظریه تکوینی (اصالت و وحدت وجود) و اصل علیت شکل گرفته و از فضای گوی‎واره‎ای و کروی بهره می‎گیرد که نماد کل، تمامیت و یکپارچگی است. این دستگاه فضایی توپولوژیک یا مختصات‎نگار گوی‎واره‎ای را پیشنهاد می‎دهد که می‎تواند نگارگر و ترسیم‎کننده واقعیت باشد. در سطح ساختار، دستگاه مختصات کروی تکوینی بر پایه ترکیب اتحادی علل چهارگانه در سه محور اصلی شکل می‎گیرد:محور افقی (استعداد/قوه): علل مادی (جنس یا جوهر) که شامل وصل/فصل است؛محور عمودی (فعالیت/حرکت): علل فاعلی که شامل درون/بیرون است؛محور سوم (چگونگی تبدیل قوه به فعل): علل صوری (خرد یا شعورمندی) که شامل صحیح/خطاست.این سه علیت در مساوقت با یکدیگر در جهت هدف غائی (علت غائی) در حرکت هستند و بعد چهارم، یعنی زمان (از مقولات شناختی انسان)، را نیز در محاسبات خود لحاظ می‎نماید. این ابزار، نقش قطب‎نمای روش‎شناختی را ایفا می‎کند و امکان جای‎دهی داده‎ها در بستر زمانی و مکانی، و پی‎گیری تکوین آن‎ها در طول زمان را فراهم می‎کند.واحد تحلیلی اصلی در این نوع پژوهش هستار است که از ترکیب انضمامی چهار مؤلفه اصلی تشکیل می‎شود: مفاهیم (کل هستار)، عناصر (نشانگرها)، روابط و قواعد حاکم بر روابط. مهم‎ترین مختصات هستاری که در سطح روابط تحلیل می‎شوند عبارت‎اند از: نسبت کل-جزء، مرکزی-پیرامونی، نزدیکی-دوری و اثرگذاری-اثرپذیری. این دستگاه با پذیرش علیت متبادل (علیت جاریه)، آشکار می‎کند که هر نشانگر شناسایی شده ترکیبی اتحادی از علل چهارگانه و زمان است و ظهور هر پدیده، نتیجۀ تأثیر هم‎زمان علل گوناگون است که با یکدیگر در تبادل هستند. این پویایی، روش‎شناسی تکوینی را از سایر روش‎های پژوهش متمایز می‎کند. در اینجا، ساختار نظری دستگاه مختصات کروی تکوینی به نمایش گذاشته شده است:مدل مفهومی دستگاه مختصات کروی تکوینیبحث و نتیجه‎گیری: این پژوهش نشان می‎دهد که دستگاه شناختاری تکوینی باتکیه‎بر مبانی فلسفی حکمت متعالیه، جایگزینی توانمند و خردمحور برای روش‎های رایج پژوهشی ارائه می‎دهد؛ زیرا فرایند پژوهش را با ساختار ذاتی شناخت انسان هم‎راستا می‎کند. این روش‎شناسی، با فراهم آوردن ابزاری ساختاریافته برای درک واقعیت متحول، خلأ موجود در پژوهش‎های مبتنی بر جهان‎بینی اسلامی را پر می‎کند. این دستگاه، باتکیه‎بر اصول «وحدت وجود»، «تشکیک وجود» و «حرکت جوهری»، بر پویایی و تحول‎پذیری واقعیت تأکید می‎کند. به‎این‎ترتیب، پژوهشگر به مطالعۀ سیر تحول پدیده‎ها (تکوین) و ارتقاء وجودی آنها می‎پردازد. کشف واقعیت، فرآیندی تدریجی و تکوینی است که با شفاف‎سازی و وضوح‎بخشی به شواهد به‎تدریج آشکار می‎شود.در این رویکرد، از تقلیل‎گرایی و دوگانه‎انگاری پرهیز شده و به شناختی کل‎نگر و لایه‎مند توجه می‎شود که از طریق تقریب به واقع حاصل می‎شود؛ به‎این‎معناکه هر پژوهش، یک گام به‎سمت درک حقیقت مطلق است و نه توقف در یک نقطۀ ثابت. دانش، محصول فرایندی بازتابی و سازنده تلقی می‎شود که در آن پژوهشگر، نه فقط ناظر بلکه «فاعل شناختی» است که حضور و خردمندی وی (به‎عنوان کانون شناخت) بخشی از روند تولید دانش است. در این چهارچوب، خردمندی، به‎عنوان عالی‎ترین مرز خودآگاهی، بنیان تفکر خردمندانه را فراهم می‎آورد. روش‎شناسی پیشنهادی این پژوهش، امکان مطالعه هستارها را در افق رویداد فراهم می‎آورد و با فراهم آوردن فضای توپولوژیک مبتنی بر علل اربعه و زمان، امکان مکان‎یابی، زمان‎مندی، و تحلیل علیت متبادل بین ابعاد مختلف واقعیت را می‎دهد. درنهایت، دستگاه شناختاری تکوینی با تمرکز بر هستارهای کلان و خرد، و ترکیب اتحادی استعدادهای بالقوه و هوشمندی انسان، به خلق محصولی نو (فرآورش) منجر می‎شود و بنیانی فلسفی و روش‎شناختی برای پژوهش اسلامی در علوم انسانی و اجتماعی فراهم می‎آورد و پلی میان مفاهیم انتزاعی هستی‎شناختی و واقعیت تجربی می‎کند.تقدیر و تشکر: نویسنده مراتب سپاس و قدردانی خود را از نظرات سازنده داوران محترم و تلاش‎های بی‎شائبه تیم اجرایی و سردبیری مجله ابراز می‎کنند.تعارض منافع: نویسنده اعلام می‎کند که هیچ‎گونه تعارض منافعی در خصوص نگارش و انتشار این مقاله وجود نداشته است.