مروری نظاممند بر عقلانیت (مفهوم، دستهبندی، آرا و دیدگاههای صاحبنظران) در علوم اجتماعی با تأکید بر مدیریت
نویسندگان
1 استادیار، مدیریت، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
2 کارشناسی ارشد، دانشکدگان فارابی دانشگاه، تهران، ایران
doi
10.30471/mssh.2025.11196.2667چکیده
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: عقلانیت مفهومی اساسی در فلسفه، علوم طبیعی و علوم اجتماعی است که در بعد نظری و عرصۀ کاربردی نقش ایفا میکند. «عقل» در سیر تاریخی خود از عقل نظری در «سنت افلاطونی-ارسطویی» تا عقل ابزاری مدرن دچار دگرگونی شده است مفهوم عقلانیت بهعنوان یکی از مفاهیم محوری در علوم انسانی دارای ابعاد پیچیده و برگرفته از زبان فرانسه است (آراستهخو، 1381، ص681)؛ اما «عقلانیت» یا «جهات عقلانی» مشتقات بسیار زیادی دارد که همگی از این کلمه گرفته شدهاند. عقلانیسازی فرایندی است که بر پایه آن واقعیتها و فعالیتها در محدوده سلطه خِرد قرار میگیرند.درواقع، عقلانیت را معنادار بودن در یک بافت خاص میدانند (Turner, 2006: 145). ازاینرو، میتوان گفت که عمل عقلایی عملی است که قدرت خرد یا استدلال انسان را قانع و متقاعد میکند؛ در این معنا استدلال بر مبنای تفکر است و با احساسات و هیجانات متفاوت است (داناییفرد و همکاران، 1389؛ به نقل از اسنلن). یکی از چالشهای عمدهای که پژوهشگران و نظریهپردازان این حوزه با آن مواجه هستند عدم فهم واحد از مفهوم عقلانیت و جنبههای مرتبط با آن است. بهطورکلی، سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از: «عقلانیت چیست وجنبههای مرتبط با آنچه ویژگیهایی دارد»؛ هدف از انجام این پژوهش آن است تا با تکیه بر مطالعه و گردآوری ادبیات و پیشینه نظری در حوزه علوم اجتماعی فهم بهتری از جنبههای گوناگون عقلانیت را پیش روی مخاطب قرار دهد. روش پژوهش: در زمینه پزوهشهای کاربردی، روشهای متعددی وجود دارد که به هریک از آنها برحسب ویژگی پرسشهای پژوهش و موقعیتها و شرایط خاص مطالعه ممکن است نامهای مختلف اختصاص داده شود. اهم این مطالعات عبارت است از: مطالعات موردی، تاریخی، توصیفی، اکتشافی، طولی و مقطعی، میدانی، آزمایشگاهی، تجربی و پس رویدادی، همبستگی و همخوانی، تجربی حقیقی و شبهتجربی. روش تحقیق توصیفی یکی از اساسیترین شکلهای تحقیق است. این تحقیق در پایین هرم سلسلهمراتبی پژوهش و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی عقلانیت از حیث کاربرد در علوم اجتماعی میپردازد. قرار گرفتن تحقیق توصیفی در پایین هرم تحقیق به معنای بیاهمیتی، غیر علمی یا بیارزش بودن آن نیست. این نوع تحقیقات، پدیدههای موجود در دنیای ما را توصیف میکنند. این توصیفات میتوانند درباره اطلاعات پایهای، فعالیتها، رفتارها و تغییرات بنیادین پدیدهها باشند. پژوهش پیش رو از نوع توصیفی-تحلیلی است و تلاش نموده است تا به بررسی مفهوم عقلانیت و مسائل و پدیدههای مرتبط با آن با رویکرد سیستماتیک بپردازد. در این مسیر دیدگاهها و آرای اندیشمندان مطرح در این حوزه و تحلیل و دستهبندی آنها رویکرد پژوهشگران در این تحقیق بوده است. هدف اصلی در این پژوهش توصیف دقیق مفهوم عقلانیت، آرا و دیدگاه صاحبنظران در حوزه عقلانیت و مفاهیم مرتبط است. یافتههای پزوهش: ابتدا دستهبندیهای مختلف پیرامون عقلانیت ارائه شد که با توجه به تمایز نمادها، ارزشها و فرهنگ جوامع مختلف تعاریف گوناگونی از آن ارائه شده است: عقلانیت عملی → پاسخ تاکتیکی به موانع محیطی؛ راهبردهای واقعیتگرایانه. عقلانیت رسمی → ابزار استانداردسازی تصمیمگیری؛ مناسب برای سازماندهی بوروکراتیک. عقلانیت تئوریک → توسعۀ نظامهای تحلیلی پیچیده برای پیشبینی و ارزیابی. عقلانیت ارزشی → الهامبخش تحولات اجتماعی و فرهنگی و بستر راهبردهای ارزشی در سیاست یا دین. در نهایت یکی از دستهبندیهای مرسوم به عقلانیت ارزشی/ جوهری و عقلانیت ابزاری و ویژگیهای آنها بیان شد. پس از ارائه مدل جامع عقلانیت دیدگاه تعدادی از اندیشمندان و صاحبنظران در حوزه عقلانیت مطرح شد و در پایان آرا و اندیشههای آنها بر پایه تعریف، هدف و دیدگاه به شرح ذیل ارائه شده است: خلاصهای از دیدگاه هابرماس مشتمل بر تعریف، هدف و دیدگاه وی از عقلانیت تعریف: عقل ابزاری شکلی از عقلانیت است. هدف: کنترل و مهندسی فرایندها و پدیدهها دیدگاه: آدمی جانوری ابزارسازی و در عین حال موجودی ناطق است؛ در مقابل عقل ابزاری مفهوم عقل ارتباطی با کنش ارتباطی را مطرح میکند. خلاصهای از دیدگاه دورکیم مشتمل بر تعریف، هدف و دیدگاه وی از عقلانیت تعریف: تفسیر دورکیم از عقلانیت عکس تفسیر پوزیتیویستهاست. هدف: نظریهپردازی با روشهای عقلانی و (تأیید تجربی) به جای استنتاج تجربی دیدگاه: آرمان عقلانی روشنگری به منزله عوامل اصلی معایت و مفاسد جامعه مدرن است. خلاصهای از دیدگاه وبر مشتمل بر تعریف، هدف و دیدگاه وی از عقلانیت تعریف: پیچیدگی در نظام اداری، اجتماعی، اقتصادی، پیدایش تقسیم کار گسترده و پیشبینی پذیر شدن امور زندگی اجتماعی و اقتصادی، بهرهگیری انسان از ابزارها هدف: 1. کنش عقلانی که فاعل به دلیل سود و منعفت بوده و آگاه به اثر فعل خودش است؛ 2. کنش غیرعقلانی که فاعل آگاه به اثر فعل خود بوده و به دنبال فایده نمیباشد. دیدگاه: عقلانیت به دو قسم نظری (اشاره به عقلانیت در علوم) و عملی (معیارهایی که انسان سعی میکند توسط آن محیط را کنترل کند) تقسیم میشود. خلاصهای از دیدگاه لوکاچ مشتمل بر تعریف، هدف و دیدگاه وی از عقلانیت تعریف: در سرمایهداری روابط انسانی به روابط کالایی تبدیل میشود و عقلانیت مدرن به شیءوارگی دامن میزند. هدف: درصدد حل تناقضات عمل برآمده است. دیدگاه: از دیدگاه لوکاچ عقل زمانی شایسته نام خود است که کلیه عناصر غیرعقلایی در نظامی منسجم گردآوری میشود. خلاصهای از دیدگاه هایدگر مشتمل بر تعریف، هدف و دیدگاه وی از عقلانیت تعریف: تعریف از عقلانیت دستخوش تغییر و دگرگونی میشود. هدف: تکنولوژی مدرن که متکی بر عقلانیت ابزاری است نماد فراموشی هستی است. دیدگاه: دعوت به بازاندیشی هستیشناسانه خلاصهای از دیدگاه نیچه مشتمل بر تعریف، هدف و دیدگاه وی از عقلانیت تعریف: عقل ابزاری از زندگی واقعی جداست و به نظم دادن تجربه انسانی نمیپردازد. هدف: هر نگاه ما زاویهای از حقیقت است. دیدگاه: عقل ابزاری ملاک نگاهها به حقیقت نیست. خلاصهای از دیدگاه شوپنهاور مشتمل بر تعریف، هدف و دیدگاه وی از عقلانیت تعریف: عقل خادمی برای اراده محسوب میشود. هدف: به هیچوجه ایدئالی از یک نظام عقلانی را در دنیا ترویج نمیکند. دیدگاه: نظریههای عقلگرایانه هگل و سایر فلاسفه را رد میکند و به اهمیت اراده و نقش آن در شکلگیری واقعیت در زندگی انسان اشاره دارد. بحث و نتیجهگیری: عقلانیت از دیرباز بهعنوان ستون فقرات نظریههای مدیریت مطرح بوده است؛ اما تأکید بیش از اندازه بر عقلانیت کامل در مدیریت و اقتصاد نئوکلاسیک، فاصلهای را میان تئوری و واقعیت سازمانی ایجاد کرد. هربرت سایمون با نقد این دیدگاه، مفهوم «عقلانیت محدود» را معرفی کرد که به شرایط شناختی و محیطی عوامل در فرایند تصمیمگیری توجه میکرد. سایمون با باور به عقلانیت محدود آن را درمحدودیتهای زیر خلاصه میکند: محدودیتهای شناختی: حافظه، توجه و توان پردازش اطلاعات. محدودیتهای اطلاعاتی: دسترسی ناکامل به دادهها و پیامدهای تصمیم. محدودیتهای زمانی: نیاز به تصمیمگیری در چارچوب زمانبندی سازمانی. سایمون (Simon: 1957 )نشان داد که مدیران ناگزیر به «رضایتبخشی»[1] بهجای بیشینهسازی هستند؛ یعنی گزینهای را میپذیرند که «کافی خوب» است. در فلسفه اسلامی عقل جایگاه ویژهای دارد و بهعنوان یکی از منابع شناخت و هدایت انسان به سوی کمال و سعادت مورد تأکید قرار گرفته است. عقل در کنار وحی و سنت، دو رکن اساسی در تبیین و ترویج آموزههای دینی و فهم صحیح از شریعت محسوب میشود. در فلسفه اسلامی، عقل به دو گونه اصلی تقسیم میشود: عقل نظری (العقل النظری) و عقل عملی (العقل العملی). موضوع عقل نظری مربوط به حقایق اشیاء است بدون اینکه به چگونگی انجام افعال بپردازد و هدف از آن شناخت تامّ و تأویل علّت و معلول عالم هستی است و عقل عملی مربوط به عمل انسان است. تقدیر و تشکر: «این مقاله را تقدیم به پدر و مادر و استاد عزیزم میکنم که با صبر و محبت خود مسیر پیش رویم را هموار کردند». [1]. satisfying