منظر فرهنگی «تون/فردوس» در اواخر دوره ساسانی؟ و صدر اسلام بر اساس تفسیر بافتِ تاریخی و باستانشناختی آن
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد باستان شناسی دانشگاه تهران
2 استادیار گروه باستان شناسی، دانشگاه نیشابور
3 دانشیار گروه باستان شناسی دانشگاه تهران
4 دانشجوی دکتری تخصصی دوره اسلامی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران
5 کارشناس ارشد باستان شناس
doi
10.22034/jgk.2024.326114.1024چکیده
جایگاه تون در قهستان به عنوان یک حلقه از زنجیر ارتباطی بین جنوب شرق و مرکز ایران با خراسان و اهمیت تجاری و صنعتی آن و قرار گرفتن آن در خراسان پرتنش، آنهم در بافت باستانشناسی و تاریخی بسیار مهم است. در این نوشتار تلاش شده تا درکی جدید از جایگاه این شهر در دوران اسلامی با توجه به منابع مکتوب و شواهد لایهنگاری باستانشناسی اخیرآن ارائه گردد. پرسش دوگانه این مقاله این است که: چگونه میتوان با توجه به بافت تاریخی متون دست اول، جایگاه تون را در دوره ساسانی؟ و اسلامی(تا ابتدای قرون میانی اسلامی) درککرد؟ و دوم اینکه چگونه شواهد لایه نگاری باستانشناسیِ تون به درک ما از این شهر در دوران اسلامی کمک میکند؟ برای شناخت بافت تاریخی و باستانشناختی این شهر مطالعات تاریخی و باستانشناسی امری ضروری است. این اطلاعات درک مناسبی از جایگاه تون در دوران استقراریاش ارائهخواهدنمود. منظر فرهنگی تون در منابع تاریخی به صورت یک شهر حصاردار، متکی بر منابع آب کاریز/ قنات و دارای اهمیت تولیدی در بافت کشاورزی و تولید زیلو بوده است. بررسی شواهد باستان شناسانه حاصل از لایه نگاری با توجه به بافت آنها، نشان دهندهی ارتباطات گسترده این شهر در دورههای مختلف اسلامی و همین طور اهمیت صنعتی آن در تولیدات حاصل از بافندگی و تولیدات دیگری همچون سفال و فلز بوده است. این مقاله از نظر رویکرد تاریخی و از نوع بنیادی و رویکرد تحلیل آن توصیفی- تطبیقی است. نتایج بدست آمده حاکی از شواهدی جدیدی از اطلاعات دوره تاریخی و اسلامی در آن است .