طراحی مدل یادگیری استراتژیک در کسب وکارهای کوچک و متوسط
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه مدیریت. دانشکده مدیریت و اقتصاد. دانشگاه گیلان. رشت. ایران
2 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 دانشیار گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد،دانشگاه گیلان، رشت، ایران
4 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.22034/qjimdo.2024.457262.1685چکیده
زمینه و هدف: چشمانداز کسبوکار معاصر به سبب عدماطمینان و تشدید رقابت، اتخاذ استراتژیهای جدید را برای رشد شرکتها ضروری میسازد. درهمین راستا رویکرد یادگیری استراتژیک قادر است کسبوکارها را توانمند سازد تا تغییرات بازار را به سرعت شناسایی کرده و بر روی فرصتهای نوظهور تمرکز کنند. بنابراین، هدف این پژوهش طراحی مدلی برای یادگیری استراتژیک در کسبوکارهای کوچکومتوسط میباشد.روششناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی با رویکرد تفسیری است. روش انجام تحقیق مبتنی بر راهبرد نظریه دادهبنیاد است. جامعه آماری شامل مدیران ارشد و خبرگان حوزه کسبوکارهای کوچک و متوسط بوده و نمونهگیری بهصورت هدفمند و به روش گلولهبرفی انجام شد. دادهها از طریق انجام ۱۸ مصاحبه نیمهساختاریافته گردآوری شدند و فرایند مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. روش تحلیل دادهها بر اساس کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت.یافتهها: پس از بررسی دادهها تعداد 186 مفهوم، 35 زیر مقوله و 15 مقوله اصلی شناسایی شد. که بر این اساس عوامل درون کسبوکار(توسعه قابلیتها و شایستگیهای شرکت و کاوشگری بازار) و عوامل بیرونکسبوکار(پویایی رقابتی،شتاب نوآوری و تحول تکنولوژیک) به عنوان شرایط علّی مطرح شدند. مقوله ظرفیت استراتژیک بسترساز یادگیری استراتژیک به عنوان پدیده محوری و مقولههای سبک رهبری و مدیریت، بافت فرهنگی و مهارتها و قابلیتهای فردی جزء عوامل واسطهای شناخته شدند. بعد راهبردها شامل نوآوری استراتژیک، یادگیری حین کار و قابلیت شبکه درونشرکتی و بعد پیامدها نیز شامل تقویت سرمایه اطلاعاتی، چابکی استراتژیک، تابآوری پویا و ارتقاء عملکرد بودند.نتیجهگیری: یادگیری استراتژیک در کسبوکارهای کوچک و متوسط، فرآیندی چندبعدی و تعاملی است که تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد. مدل طراحیشده، چارچوبی مفهومی و عملیاتی برای تقویت توانمندیهای یادگیری استراتژیک فراهم میآورد و میتواند بهعنوان ابزاری راهبردی برای افزایش سازگاری، پویایی و رقابتپذیری این کسبوکارها مورد استفاده قرار گیرد. این مدل، گامی مؤثر در جهت ارتقای تصمیمگیری آگاهانه و بلندمدت در محیطهای پرتلاطم و پیچیده کسبوکار محسوب میشود.