ارائه چهارچوب مفهومی دلالت پذیری آینده پژوهی؛ دلالتهای نظریه مجموعههای فازی برای آینده پژوهی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه آینده پژوهی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
2 . استاد، گروه آینده پژوهی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
doi
10.30471/mssh.2025.10740.2615چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: آیندهپژوهی بهعنوان حوزهای فرارشتهای از علوم اجتماعی برای تقویت و حفظ غنای خود نیازمند پژوهشهای دلالتپژوهی در جهت بهرهبری از دلالتهای فلسفهها، ایدهها یا نظریههای جدید است. در محافل علمی وقتی فلسفه، ایده، چهارچوب، نظریه یا مدل جدیدی مطرح میشود، همه رشتهها تمایل دارند از آنها برای توسعه دانش رشتهای خود بهره گیرند. مأخذ و محمل اصلی گسترش، تقویت و غنابخشی به دانش بشری نیز از همین جا نشئت میگیرد. هدف پژوهش حاضر ارائه چهارچوبی مفهومی از دلالتپذیری آیندهپژوهی و فراهم نمودن زمینه برای سایر پژوهشهای اینچنینی است تا اندیشمندان و پژوهشگران این حوزه ضمن اینکه در زمان خود صرفهجویی مینمایند، به انجام این پژوهشها اقبال بیشتری نشان داده و بر پویایی و انعطافپذیری آیندهپژوهی بیفزایند. همچنین، به منظور کاربست آن و نقش برجسته نظریه مجموعههای فازی، دلالتهای این نظریه برای آیندهپژوهی مطالعه شد. این، برای نخستین بار است که چهارچوب مفهومی دلالتپذیری آیندهپژوهی در قالبی مختصر و جامع احصاء و ارائه میشود. همچنین، هیچ اثری یافته نشد که کاربردها، رهنمودها یا پیامدهای نظریه مجموعههای فازی را برای آیندهپژوهی مورد بررسی ویژه قرار داده باشد.آیندهپژوهی نیز همانند همه علوم دیگر، هستیشناسی خود را از یک پارادایم علمی به ارث برده است. همچنین، بهعنوان یک رشته دارای معرفتشناسی و روششناسی است. بنابراین، چهارچوب دلالتپذیری دستکم در این سه سطح سیر میکند. در خلال پژوهش، یافته شد، آیندهپژوهی مفروضاتی دارد که چهارچوب مفهومی بدون آنها، کامل به نظر نمیرسد؛ بنابراین مفروضات آیندهپژوهی نیز مطالعه شد.روش: این پژوهش از نوع کاربردی و کیفی میباشد. دادهها به روش کتابخانهای از میان مقالات و کتب موجود در پایگاههای علمی معتبر با استفاده از فایلهای رایانهای جمعآوری شدند. نوع دادهها کیفی بوده و روش محوری تحلیل آنها نیز تحلیل مضمون میباشد که در چهارچوب روششناسی دلالتپژوهی انجام شده است. دلالتپژوهی، برقراری رابطه عالمانه بین مبدأ دلالت و مقصد دلالت از طریق عرضه نوعی حدس عالمانه از رهنمود مبدأ برای مقصد است. روششناسی دلالتپژوهی، فرایندی مرکب از گامهای متوالی برای برقراری ارتباط بین دو حوزه دانشی مجزا از هم است تا بتوان دلالتهای صحیح و مناسب برای حوزه دانشی مبدأ احصاء کرد. طرح مطالعاتی دلالتپژوهی به دو گونه کلی نظاممند و برایشی است. در طرح نظاممند ابتدا چهارچوب مفهومی دلالتپذیری مقصد دلالت به تفصیل طراحی میشود و سپس در میان سهمیاریهای مبدأ دلالت، دلالتهایی برای تکتک عناصر تشکیلدهنده آن چهارچوب مفهومی یافته میشود (داناییفرد، 1395).بحث و نتیجهگیری: آنچه در بررسی منابع معتبر، پایاب محکمتری یافته است، دیدگاه واقعگرایی انتقادی به آیندهپژوهی است. بر پایه این دیدگاه در هستیشناسی آیندهپژوهی، واقعیتهای موجود قابل درک هستند؛ اما در خلال زمان تحت تأثیر عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قومی و جنسیتی شکل گرفتهاند. این واقعیتها در قالب مجموعهای از ساختارهایی که هماکنون به شکل واقعی درآمدهاند، یعنی واقعیتهای طبیعی و غیرقابل تغییر متبلور شدهاند. این هستیشناسی با بسط نظریه کوانتوم به مفهوم واقعیت در علوم اجتماعی سازگار است و مفهوم عینی-ذهنی واقعیت و لزوم وجود نهادها (قواعد بازی جمعی مطابق تعریف کوانتومی آن) را تأیید میکند.همچنین، بر پایه دیدگاه واقعگرایی انتقادی، در معرفتشناسی آیندهپژوهی، باورپذیری بهجای قطعیت گزاره معرفتی مینشیند. ازآنجاکه آینده از گذشته و حال اثر میپذیرد، آیندهپژوهان برای مطالعه آینده، گریزی از مطالعه این دو زمان ندارند و با نظر به اینکه از گذشته و حال برخلاف آینده، شواهدی در دست است، آیندهپژوهان میتوانند بر پایه واقعگرایی انتقادی آنها را بررسی نمایند و در ارائه پیشبینیها، گزارههای معرفتی باید حاصل استدلالهای مبتنی بر شواهد صوری و غیرصوری باشند. ازآنجاکه آینده هنوز موجودیت نیافته و درستی گزارههایی که درباره آینده صادر میشوند، مشخص نیستند، باورپذیری آنها ملاک عمل قرار میگیرد و با توجه به نقش حیاتی دانش پیشزمینهای در تولید اطلاعات معطوف به آینده، در تهیه این گزارهها باید به ماهیت اجتماعی و فرایند تولید دانش توجه شود.روشهای مختلفی در آیندهپژوهی به کار گرفته میشوند که شمار آنها در برخی منابع به بیش از چهل میرسد. تعداد زیادی از این روشها از سایر علوم و رشتهها به آیندهپژوهی راه یافتهاند که با توجه به ماهیت چندرشتهای آیندهپژوهی، امری معمول است. روشهایی نیز هستند که خاص آیندهپژوهی میباشند و عبارتاند از: 1. آیندهپژوهی قومنگاشتی؛ 2. پسنگری؛ 3. پویش محیطی؛ 4. تحلیل ریختشناختی؛ 5. تحلیل لایهای علّی؛ 6. تدوین چشمانداز؛ 7. ترسیم نقشه راه؛ 8. تصمیمگیری پابرجا؛ 9. چرخ آیندهها؛ 10. دلفی؛ 11. سناریو؛ 12. سیگنالهای ضعیف و 13. شگفتیسازها.مفروضات، اصول و پایههای زیادی برای آیندهگرایی، آیندهاندیشی و آیندهپژوهی وجود دارند. برخی از مفروضات هستند که اگرچه خاص آیندهپژوهی نیستند، اما شاکله آیندهپژوهی بسیار بر آنها استوار است و نمیتوان از آنها به سادگی صرفنظر کرد. در میان تمامی این اصول و مفروضات، فهرستی که بل در کتاب خود (2003) ارائه کرد، از تمامی فهرستهای دیگر جامعتر بود و در هیچ منبعی، مفروضی یافت نشد که فهرست بل شامل آن نباشد. بنابراین، مفروضات آیندهپژوهی طبق فهرست بل عبارتاند از: 1. معنای زمان؛ 2. تکینگی ممکن آینده؛ 3. آیندهاندیشی و اقدام؛ 4. مفیدترین دانش؛ 5. ابهام در حقایق آینده؛ 6. آیندهای باز؛ 7. انسانها آینده خود را میسازند؛ 8. وابستگی متقابل و کلگرایی؛ 9. آیندههای بهتر؛ 10. افراد و طرحهایشان؛ 11. جامعه بهمثابه انتظار و تصمیم و 12. هستی و دانش واقعیت خارجی (Bell, 2003).دلالتهای نظریه مجموعه فازی برای آیندهپژوهی بررسی شدند که این دلالتها شامل ابعاد هستیشناسی، معرفتشناسی و مفروضات آیندهپژوهی نشده و تنها بعد روشها را شامل میشد. در این بعد سهمیاری پردازش اصطلاحات زبانی، بیشترین دلالت را داشته و در همه روشها کاربرد داشت. سهمیاری دستهبندی فازی در رتبه بعدی قرار داشت و در شش روش کاربرد داشت. سومین و آخرین سهمیاری، سامانه استنتاج فازی بود که تنها در دو روش تصمیمگیری پابرجا و سناریو کاربرد داشت.پیشنهاد میشود بهمنظور پویایی روزافزون رشته آیندهپژوهی، پژوهشهایی در آینده، حول موضوع دلالتهای نظریهها، علوم یا فناوریهای جدید برای آیندهپژوهی صورت گیرد. همچنین، انجام پژوهشهایی مشابه این موضوع میتواند بر غنای چنین چهارچوبی افزوده و پایاب آن را برای استفادهکنندگان از آن محکمتر نماید.همچنین، پیشنهاد میشود متخصصان علاقهمند به آیندهپژوهی اما از رشتههایی غیر از آن، از چهارچوب ارائهشده در این مقاله برای یافتن دلالتهای رشته تخصصی خود برای آیندهپژوهی بهره ببرند؛ زیرا این تلاش ضمن اینکه به حفظ بقای آیندهپژوهی میانجامد، با توجه به گستره وسیع کاربست این رشته، به گسترش کاربست رشته تخصصی ایشان نیز کمک میکند.تقدیر و تشکر: نویسندگان این مقاله مراتب قدردانی خود را از دبیرخانه محترم مجله روششناسی علوم انسانی و داوران محترم بهدلیل دیدگاههای ارزشمندشان که در بهبود کیفیت مقاله نقش بسزایی داشته است، اعلام میکنند.