پیکرکهای انسانی بدون سر در دو مجموعۀ سنگچخماق و زاغه
نویسندگان
1 استاد گروه باستانشناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دکتری باستانشناسی، گروه باستانشناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 استاد گروه باستانشناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
4 رئیس بخش خاور نزدیک موزۀ پرگامون، برلین، آلمان.
doi
10.22084/nb.2022.25313.2423چکیده
یکی از شاخصههای دوران نوسنگی خاورنزدیک، رواج پیکرکهای گِلی انسانی و حیوانی است که در محوطههای مختلف این ناحیه بهدست آمده است. پیکرکها بهدلیل خام بودن گل اغلب شکسته، اما وجود بیشتر شکستگیها در ناحیۀ گردن سبب تعبیر عمدی بودن شکستگیها شده است. علاوهبر شکستگی سر که به اهمیت این عضو در پیکرکهای انسانی اشاره دارد، در موارد محدودی از برخی محوطههای لوانت و ترکیه پیکرکهایی یافتشده که از سری مجزا و قابل جابهجایی برخوردار بوده است. در این گونه پیکرکها، سر چوبی یا استخوانی به بدنۀ گلی اضافه میشده است. تاکنون گزارشی مبنیبر وجود این نوع پیکرک در مجموعههای ایران انتشار نیافته است. بازنگری پیکرکهای دورۀ نوسنگی و گذار به مسوسنگ تپۀ سنگچخماق و زاغه در شمال و شمالشرق فلاتمرکزی ایران حاکی از وجود این نوع پیکرک در این دو محوطه است. این پژوهش با بررسی پیکرکهای انسانی زاغه و سنگچخماق دو هدف را دنبال میکند؛ یکی، اضافه کردن نمونههای ایران به جغرافیای پراکنش پیکرک با سر مجزا در منطقۀ خاورنزدیک؛ و دیگری، تحلیل چگونگی این نوع پیکرک در دو مجموعۀ مورد مطالعه است. دادههای موجود در این پژوهش از بررسی موزهای و منابع کتابخانهای حاصل و با شیوۀ کیفی مورد تحلیل قرار گرفته است. پرسش محوری این پژوهش، چگونگی نمایش سر و چهره در پیکرکهای انسانی در دو مجموعۀ زاغه و سنگچخماق غربی است. ازنظر ماهیت این پژوهش در دستۀ پژوهشهای تاریخی-فرهنگی قرار دارد. مطالعۀ حاضر که به شیوۀ مقایسۀ تطبیقی و با رویکرد تاریخی-فرهنگی انجامگرفته نشان میدهد ایدۀ پیکرک با سر متحرک گسترۀ جغرافیایی بزرگتر از آنچه تصور میشده را در خاورنزدیک داشته است. نتیجۀ حاصلشده نشان میدهد حذف چهره در پیکرکهای انسانی میتواند نشانگر امتناع سازنده از نمایش فردیت، و مجزا ساختن سر پیکرک میتواند حاکی از قابلیت نمایش چند وضعیت و یا هویت در یک پیکرک باشد.