روش مردمنگاری اینترنتی چندوجهی در مطالعات زندگی روزمره با تأکید بر شبکههای اجتماعی
نویسندگان
1 دانش آموختۀ دکتری جامعهشناسی سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز ایران
2 دانشیار جامعهشناسی، بخش جامعهشناسی، دانشکده مدیریت، اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 استادیار بخش جامعهشناسی، معاون آموزشی دانشکده اقتصاد مدیریت و علوم اجتماعی، شیراز، ایران
4 استادیار جامعهشناسی، بخش جامعهشناسی دانشکده مدیریت، اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.30471/mssh.2023.9480.2454چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: مطالعات زندگی روزمره در علوم اجتماعی و انسانی طی دهههای اخیر به دلیل تغییرات فناورانه و نفوذ همهجانبهی اینترنت و شبکههای اجتماعی دگرگون شده است. از یکسو، زندگی روزمرهی معاصر درهمتنیدگی فزایندهای با رسانههای دیجیتال، ابزارهای همراه و فضاهای اینترنتی پیدا کرده و از سوی دیگر، روشهای کلاسیک مردمنگاری برای توصیف این وضعیت نوپدید کفایت لازم را ندارند. این مقاله با درک چنین خلأیی، به بازاندیشی روششناسی مردمنگاری در بستر اینترنت پرداخته و کوشیده است مسیری نوین برای مطالعهی زندگی روزمره در شبکههای اجتماعی ارائه کند. هدف اصلی، بهرهگیری از ظرفیتهای مردمنگاری کلاسیک و در عین حال توامان توجه به امکانهای جدید فضاهای اینترنتی است تا بتواند تحلیلی چندبعدی و چندمیدانی از زندگی روزمره ارائه دهد. پژوهش حاضر با تکیه بر سنتز چند-روششناختی با بهرهگیری از تجارب میدانی گوناگون، میکوشد چارچوبی نظری و عملی برای «مردمنگاری اینترنتی چندوجهی» تدوین کند؛ رویکردی که هم به حضور پژوهشگر در میدان فیزیکی و هم به میدانهای اینترنتی و پیوند میان آنها توجه دارد. مقاله ضمن نقد و مرور ادبیات داخلی و بینالمللیِ مرتبط، از آثار کلاسیک تا پژوهشهای جدیدی چون کارهای هاین، کوزینتس، پینک و دیگر صاحبنظران بهره میبرد تا نشان دهد که چگونه میتوان مرز میان «آنلاین» و «آفلاین» را در زندگی روزمره بازتعریف کرد. این بازتعریف، امکان درک بهتر پویاییهای اجتماعی، فرهنگی و فناورانه را فراهم میسازد و نقش مردمنگار کلاسیک را به پژوهشگری فعال و خلاق و مسلط به میدانهای متعدد تحقیق و مرزهای آنها ارتقا میدهد.روش تحقیق: روش تحقیق بر پایهی «فراترکیب کیفی» است که به پژوهشگر اجازه میدهد یافتههای متنوع پژوهشهای پیشین را گردآوری، مقایسه و تحلیل کند و از دل آنها الگوی تازهای بسازد. در این رویکرد، ابتدا مطالعات موجود در زمینهی مردمنگاری اینترنتی، نتنگاری، اتنوگرافی دیجیتال و روشهای ترکیبی مرور شد. سپس با استخراج رویکردهای مشترک و مشابه و همچنین تفاوتهای روشی، الگوی پیشنهادی «مردمنگاری اینترنتی چندوجهی» شکل گرفت. این الگو به پژوهشگر توصیه میکند که میدان تحقیق را صرفاً به فضای فیزیکی یا صرفاً به اینترنت محدود نکند، بلکه میان این دو بهطور مداوم رفتوبرگشت داشته باشد. از منظر عملی، پژوهشگر میتواند با هر دو حساب کاربری واقعی و ساختگی در شبکههای اجتماعی مختلف (توییتر، اینستاگرام، کلابهاوس و…) حضور یابد و ضمن مشاهده و مشارکت، دادهها را از طریق اسکرینشات، ضبط صدا و ویدئو، رصد هشتگها، طوفانها و ترندها گردآوری کند. همچنین حضور بدنی در فضاهای فیزیکی مرتبط و مصاحبههای عمیق آنلاین و آفلاین مکمل این فرآیند است. چنین رویکردی مستلزم حساسیت اخلاقی، انعطافپذیری بالا، و توانایی حرکت میان نقشهای مختلف (مشاهدهگر پنهان، مشارکتکنندهی فعال، «مگس روی دیوار» و …) است. پژوهش حاضر با استفاده از این مسیر، هم ظرفیتهای نظری و هم رویههای اجرایی لازم برای اجرای پژوهش در میدانهای اینترنتی-فیزیکی را تبیین میکند.نتایج: نتایج نشان میدهد که مردمنگاری اینترنتی چندوجهی میتواند بهطور مؤثری خلاءها و کاستیهای رویکردهای کلاسیک و تفکیکگر به میدان فیزیکی و میدان آنلاین را پر کند. نخست، این روش امکان «توصیف فربه» (به تعبیر گیرتز) را از زندگی روزمره در شرایطی فراهم میکند که روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بهشدت با فناوری دیجیتال و میدانهای اینترنتی درهمتنیدهاند. دوم، یافتهها نشان میدهد که حضور همزمان در میدانهای واقعی و اینترنتی و در مرزهای نامتعین آنها نهتنها به غنای دادهها میافزاید بلکه به پژوهشگر اجازه میدهد چرخهی بازتولید معنا از فضای مجازی به فضای فیزیکی و بالعکس را رصد کند. سوم، این رویکرد در مواجهه با پدیدههایی چون ترندها و هشتگهای داغ، طوفانهای توییتری، و شکلگیری اجتماعات اینترنتی، ابزاری کارآمد برای تحلیل کنش جمعی و ساخت واقعیت اجتماعی ارائه میدهد. چهارم، روش پیشنهادی امکان ترکیب تکنیکهای مردمنگاری کلاسیک (مشاهدهی مشارکتی، مصاحبهی عمیق، تحلیل متنی) با ابزارهای نوین (بایگانی دیجیتال، ضبط صفحه، تحلیل کلانداده) را مهیا میسازد و بدین ترتیب به درکی جامعتر از پویاییهای زندگی روزمره در عصر شبکهای منجر میشود. نهایتاً، پژوهش نشان میدهد که پژوهشگر میتواند بسته به نیاز تحقیق، سطح مداخله و نوع حساب کاربری خود را تنظیم کند و با استفاده از استراتژیهای بومی شدن، اعتماد کاربران و مشارکت آنها را جلب نماید.بحث و نتیجهگیری: پژوهش حاضر استدلال میکند که در شرایط کنونی، مرز میان واقعیت آنلاین و آفلاین پویا و نامتعین گشته است و هر دو ساحت در فرآیندی دیالکتیکی، پیوسته یکدیگر را بازتعریف میکنند. بنابراین، روشهای کلاسیک مردمنگاری بهتنهایی قادر به درک کامل این پیچیدگی نیستند. «مردمنگاری اینترنتی چندوجهی» بهعنوان روشی انعطافپذیر، خلاق و نوآورانه، پاسخی است به این نیاز. این رویکرد با پذیرش ماهیت «رفت و برگشتی» میدان تحقیق، پژوهشگر را قادر میسازد تا همزمان با تغییرات سریع فناوری و فرهنگ، دادههای غنی و چندلایه گردآوری و تحلیل کند. از منظر نظری، این روش گسست میان انسانشناسی کلاسیک و مطالعات رسانههای دیجیتال را ترمیم میکند و به ادبیات مردمنگاری دیجیتال بُعدی تازه میبخشد. از منظر عملی، چارچوب پیشنهادی میتواند در حوزههای گوناگون علوم اجتماعی، از مطالعات فرهنگی و ارتباطات تا جامعهشناسی سیاسی و مطالعات رسانه، به کار گرفته شود. افزون بر این، رویکرد حاضر با تأکید بر خلاقیت و جسارت پژوهشگر، افقهای تازهای برای تحقیقات میانرشتهای میگشاید و پژوهشگران را ترغیب میکند تا در مواجهه با میدانهای در حال تغییر، از آزمون و ابداع روشهای نو نترسند. بدینترتیب، مردمنگاری اینترنتی چندوجهی نهتنها روشی برای مطالعهی زندگی روزمره در عصر شبکهای است، بلکه الگویی برای پژوهشهای آینده در علوم انسانی و اجتماعی محسوب میشود که میخواهد «آنچه در حال وقوع است» را بیدرنگ و با دقت ثبت و تحلیل کند.