اعتبارسنجی پژوهش های فراترکیب با تأکید بر روش اعتبارسنجی کانکوال
نویسندگان
1 دکترای تخصصی، دانش آموخته دکتری گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار گروه مدیریت دانشکده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه قم، قم، ایران
3 دانشیار گروه مدیریت، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30471/mssh.2025.10872.2633چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: پژوهشهای کیفی در سالهای اخیر با رشد و اقبال چشمگیری از سوی محققان حوزههای مختلف بهویژه حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی مواجه شده است. همزمان با استقبال از روشهای کیفی، انتقادات و خلأهای مهمی نیز درخصوص فرایند انجام روشهای کیفی و میزان اعتماد به آنها مطرح شده است. روایی و پایایی اگرچه در بین پژوهشگران کمی رسمیت و برجستگی زیادی داشته و دارد، اما در بین محققان کیفی از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و البته چالشهای این حوزه در پژوهشهای کیفی بیشتر بوده است. با توجه به اینکه پژوهشهای کیفی از عمق و معنای بیشتری نسبت به پژوهشهای کمّی برخوردارند، پتانسیل بیشتری برای جلب اعتماد مخاطب داشته و همین موضوع اهمیت ارزیابی اعتبار پژوهشهای کیفی را مضاعف مینماید. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی روشمند و فرایندگرا برای ارزیابی روایی و پایایی تحقیقات کیفی با عنوان کانکوال انجام شده است. کانکوال با تدوین یک نظام مشخص و شفاف، از طرح سلسله سؤالاتی آغاز شده و پژوهش را براساس قوت پاسخ به این سؤالات شروع به ارزیابی مینماید. هر میزان پژوهش کیفی انجامشده، سؤالات بیشتری را به شکل دقیقتر پاسخ دهد، آن پژوهش روایی و پایایی بیشتری خواهد داشت. بهمنظور تحقق این هدف بهصورت عملیاتی، فرایند کانکوال گامبهگام روی یکی از روشهای فراترکیب یعنی فراقومنگاری نیز پیادهسازی شده است. از این طریق خواننده درک بهتری نسبت به فرایند کانکوال پیدا خواهد کرد.روششناسی: تحقیق حاضر بهلحاظ فلسفه پژوهش متأثر از پارادایم تفسیرگرایی است. در این پارادایم محقق پدیدهها را از زوایای مختلف بررسی و احساس میکند و دلیل انجام مطالعه در این پارادایم، درک و تشریح عمل اجتماعی معنادار است. بهلحاظ منطق پژوهش، استفهامی است؛ زیرا به استنباط یک چهارچوب، الگو، نظریه، مدل یا مفهوم جدید از مجموعهای از دادهها پرداخته است. جهتگیری این پژوهش از نوع بنیادی با هدف ایجاد یا کشف یک الگوی جدید است. صبغه این پژوهش کیفی است؛ زیرا بهدنبال فهم و درک و کشف پدیده و معانی مرتبط با آن است. نوع این پژوهش کتابخانهای است؛ زیرا از اسناد و مدارک مکتوب و معتبر اعم از کتاب و مقاله بهره برده است. هدف این پژوهش تبیین است؛ زیرا بهدنبال نوع ارتباطات اجزای پدیده با یکدیگر است. در پژوهشهای تبیینی تأثیر و تأثرات عوامل و اجزای یک پدیده بر یکدیگر و از یکدیگر بررسی و کاوش میشود. سرانجام، راهبرد این پژوهش تحلیل اسنادی است. تحلیل اسنادی از این لحاظ که پژوهشگر دادههای پژوهشی خود را از میان اسناد و منابع گردآوری میکند. رجوع به آثار جدید و اصلی برای تبیین و ترسیم فرایند کانکوال وجهه همت پژوهشگران بوده است. ضمن اینکه کانکوال در روش فراقومنگاری پیاده شده است.نتایج: کانکوال روشی است نظاممند بهمنظور بررسی ابعاد و مؤلفههایی که اعتبار نتایج مطالعات کیفی را افزایش یا کاهش میدهد. از چهار مؤلفهای که از آنها بهعنوان معیارهای ارزیابی میزان اعتماد به پژوهشهای کیفی یاد میشود؛ یعنی قابلیت ثبات، قابلیت انتقال، قابلیت اعتبار و قابلیت تأیید، در این پژوهش به دو معیار یعنی قابلیت ثبات و قابلیت اعتبار بهصورت تفصیلی پرداخته میشود. تجزیه و تحلیل پژوهش کیفی بهمنظور ارزیابی نتایج آن از مرحله پیشرتبهبندی شروع میشود. پیشرتبهبندی نتایج پژوهش کیفی خود به چهار دسته قوی، متوسط، ضعیف و خیلی ضعیف تقسیم میشود. در این پیشرتبهبندی، پژوهشهای کیفی را در رتبه زیاد و مقالاتی که صرفاً یک ایده یا متن را بدون اثبات و بدون متدولوژی مشخص ارائه دادهاند، در دسته ضعیف قرار دادهاند. پس از این مرحله هرکدام از مقالات و پژوهشها بهمنظور تعیین میزان ثبات و اعتبار نمرهدهی میشود. قابلیت ثبات از طریق پرسش یک سلسلهسؤالات از پژوهش و درخصوص میزان تناسب حرکت پژوهش به سمت نتایج مطلوب سنجیده میشود. این سلسلهسؤالات که در قالب یک چکلیست ارزیابی پژوهش را انجام میدهد. قابلیت اعتبار نیز در کانکوال بدینصورت ارزیابی میشود که چه تعداد از یافتههای پژوهش کیفی در هرکدام از سطوح صریح، مبهم و پشتیبانی نشده براساس دادهها قرار میگیرند.بحث و نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش چندین نکته کلیدی را برجسته مینماید: نخست، تمایز بین دنیای پژوهشهای کمّی و کیفی است؛ پژوهشهای کمّی را میتوان با تکنیکها و تاکتیکهای علم مرسوم و روشهای کمّی و محاسباتی و بدون دخالت چشمگیر محقق ارزیابی کرد. اصطلاحاً این پژوهش را میتوان بهصورت ماشینی و مکانیکی و بدون مداخله عمیق محقق قضاوت نمود؛ اما پژوهشهای کیفی پژوهشهایی هستند که با درگیری عمیق محقق و مورد مطالعه پیش رفته و به سرانجام میرسد. بهدیگرسخن، قوت پژوهشهای کیفی به میزان مداخله محقق و مخاطب پژوهش وابسته است. بنابراین، در پژوهشهای کیفی نباید صرفاً به ساختارهای قابلمشاهده و اعداد و ارقام سنت اثباتگرایی بسنده کرد. این تحقیق نشاندهنده آن است که انتخاب ابزار مناسب برای ارزیابی پژوهشهای کیفی براساس نوع دادهها و سؤالهای پژوهش، میتواند به قدرت و البته درک بهتر پژوهش ازسوی مخاطب و در نتیجه پیادهسازی آن کمک نماید؛ چیزی که در پژوهشهای کمی روند، روش و ابزار مشخص و مدون و شفافی دارد. بهعبارتدیگر، آنچه که در تحقیقات کمّی بهعنوان نقطه قوت محسوب میشود، همانا روایی و پایایی است؛ اما در پژوهشهای کیفی این نقطه قوت به یک نقطه ابهام و ضعف تبدیل شده است. پژوهش حاضر بهمنظور رفع این ضعف برآمده و با طراحی و تدوین یک فرایند روشن و مشخص به حیطه ارزیابی و اعتبارسنجی تحقیقات کیفی وارد شده است.