تکرارپذیری بهمثابه مفهومی زمینهمند: بازاندیشی در بحران تکرارپذیری علم
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه فلسفه علم، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران
doi
10.30471/mssh.2025.11008.2642چکیده
چکیده گستردهمقدمه و اهداف: تکرارپذیری (replicability) همواره یکی از شاخصهای بنیادین در تمایز علم از دیگر اشکال شناخت تلقی شده است. این ایده که یک نتیجه علمی باید در شرایط مشابه توسط پژوهشگران مستقل بازتولید شود، بهطور ضمنی پشتوانه اعتماد ما به یافتههای علمی قرار گرفته است. باوجوداین، در دو دهه اخیر، افزایش گزارشهایی از شکست در تکرار نتایج پژوهشهای معتبر، بهویژه در حوزههایی چون روانشناسی، زیستپزشکی و علوم اجتماعی، نوعی بحران را در جامعه علمی دامن زده که بهطور گسترده با عنوان «بحران تکرارپذیری» شناخته میشود.در این مقاله، باتکیهبر تحلیل فلسفی و بررسی مطبوعات، میکوشیم به بصیرتهای تازهای دست یابیم و تکرارپذیری را مفهومی واحد، جهانشمول و بیطرف در نظر نگیریم، بلکه آن را بهمثابه مفهومی زمینهمند و ارزشمحور در نظر گرفته و مبتنی بر آن به درک عمیقتر نسبت به آن برسیم. براساساین، دریافتهای جدیدی از آنچه امروز بهعنوان «بحران» شناخته میشود، ارائه شد که بحران را درواقع حاصل نوعی ناهماهنگی میان انتظاراتی که در هر رشته از تکرار نتایج داریم و تعمیم نابهجای معیارهای خاص یک حوزه به کل علوم میداند. با توجه به این مسئله سعی کردیم الگوی جدیدی از بررسی شکلهای مختلف تکرار در حوزههای مختلف ارائه دهیم که طیفی از شکلهای تکرار رهنمونهای متناظری برای مدیریت پژوهشهای علمی در آن حوزه نیز پیشنهاد شد. این مقاله در پی آن است که با ارائه یک چهارچوب مفهومی تازه، امکان درک طیفگونه از تکرارپذیری و پیامدهای آن برای فلسفه علم و سیاستگذاری پژوهش علمی را فراهم آورد.روش: از اواسط قرن بیستم نقدهایی ناظر بر ایدئال علم عاری از ارزشها مطرح شد که در بسیاری از پژوهشهای علمی میزان شواهد مورد نیاز برای تأیید یک نظریه بستگی به مؤلفههایی دارد که از ارزشها نشئت میگیرند. دستاوردهای جدید نشان میدهد پژوهشگر در بسیاری از مراحل فعالیت علمی از قضاوتهای ناخواستهای ناظر بر ارزشهای مختلف رهنمون میگیرد. در سالهای اخیر و با توسعه این دیدگاه ایدئال علم عاری از ارزشها طرفداران کمتری دارد و غالب متفکران تأثیرگذاری ارزشها در علم را اجتنابناپذیر میدانند. این پژوهشها بیش از آنکه به وجود یا عدم وجود ارزشها در علم بپردازند، مسئلهای مبنی بر تفکیک میان ارزشهای مشروع و نامشروع در علم را در دستور کار قرار دادهاند تا جایی که از آن به «معیار جدید تمیز» در علم یاد میکنند. در این مقاله سعی بر آن داریم مبتنی بر رویکرد نقش ارزشها در علم پاسخهایی را مورد نقد و بررسی قرار دهیم که درباره ریشههای بحران تکرارپذیری ارائه شده است و در قسمت پایانی به تکرارپذیری بهعنوان یک ارزش معرفتی در علم بپردازیم و این پرسش را مورد بررسی قرار دهیم که آیا تکرار را میتوان یک ارزش معرفتی جهانشمول در نظر بگیریم یا خیر؟نتایج: مطبوعات مطرح درباره بحران تکرارپذیری عمدتاً در قالب دو دسته رویکرد قابل تقسیمبندی هستند: نخست، رویکردهایی آماری و روششناختی هستند که تمرکز خود را بر نقصها و محدودیتهای ابزارهای آزمون علمی قرار دادهاند؛ دوم، رویکردهای نهادی و جامعهشناختی هستند که نقش ساختارها و مشوقهای بیرونی را در کاهش تکرارپذیری بررسی کردهاند. بهطورکلی، سه عامل در بحران تکرارپذیری قابلاحصاست. دو مورد آن به روششناسی آماری پژوهش علمی بازمیگردد که با بررسی این دو مورد یافتههایی مبنی بر نقد این تحلیلها مطرح و همچنین نشان داده شد انتخاب میزان معیار معناداری آماری و مقدار احتمال پیشین هر کدام میتواند مبتنی بر برخی مؤلفههای ارزشی تأثیرپذیری داشته باشند.مورد سوم در ریشههای بحران سوگیری به انحا مختلف متعاقب تأثیرگذاری نهادهای علمی، جامعه است. طبق نظر همه پژوهشگرانی که اشاره شد، قطعاً سوگیری سهمی در تقویت مسئله تکرارپذیری دارد؛ ولی باید به نحوه اثرگذاری این سوگیری نیز توجه داشت. بهطورکلی، سوگیری یا سبب انحرافی در بخش معرفتی فعالیت علمی دانشمند میشود و یا در انتشار پژوهش انحرافاتی ایجاد میکند. بهطورکلی، این رویکرد بهدرستی بر اثرات ساختاری، انگیزشی و نهادی در تولید علم تأکید دارد؛ اما اغلب به تحلیلهای انتزاعی از مفهوم تکرارپذیری نمیپردازد. در نتیجه، راهحلهای آن معمولاً ناظر به سیاستگذاری یا اصلاحات نهادیاند و تحلیلهای مفهومی یا فلسفی برای تکرارپذیری ارائه مینماید.بحث و نتیجهگیری: تحلیلهای این مقاله نشان میدهد بحران تکرارپذیری، برخلاف ظاهر آن، الزاماً نشانهای از زوال علم یا فروپاشی روش علمی نیست؛ بلکه ریشههای عمیقتری دارد که به درک نادقیق از ماهیت تکرارپذیری، فقدان توجه به تفاوتهای میانرشتهای، و تسلط نوع خاصی از معرفتشناسی علمی بر ارزیابی اعتبار پژوهشها بازمیگردد. درواقع، آنچه بحران مینماید، در بسیاری موارد نتیجه تعمیم نابهجای معیارهای خاص یک حوزه (مثلاً فیزیک آزمایشگاهی) به حوزههایی کاملاً متفاوت (مانند روانشناسی یا انسانشناسی) است. با تکیهبر چهارچوب زمینهمند این مقاله، میتوان ادعا کرد که تکرارپذیری نه یک معیار همگانی و صلب، بلکه یک سازه متغیر، وابسته به نوع علم، هدف پژوهش، زمینه فرهنگی، و انتظارات نهادی است. بنابراین، بازاندیشی در این مفهوم میتواند به کاهش دوگانهانگاری سطحی (برای مثال علم خوب = تکرارپذیر / علم بد = غیرقابلتکرار) کمک کند، امکانپذیری یک «معرفتشناسی تطبیقی» که بهجای تلاش برای وحدتگرایی، به تمایزها احترام بگذارد را تقویت میکند و رهنمونهای علمی واقعگرایانهتری برای اعتبارسنجی پژوهشها پیشنهاد دهد. همانگونهکه ما در این پژوهش با معرفی طیف تنوع اشکال تکرار در چند محور، پیشنهاد تجویز طیفی از سیاستهای کنترلی و تنظیمی متناظر با هر سطح را دادیم. استفاده از این چهارچوبها میتواند به پژوهشگران، داوران مقالات و نهادهای فعال در حوزه علم یاری دهد تا ملاحظات معطوف به مسئله تکرارپذیری و افزایش اعتبار دستاوردها را ناظر به موقعیت هر حوزه علمی افزایش دهند. نهادهای علمی میتوانند با تعیین راهبردها و ایجاد زیرساختهایی که تکرارپذیری را زمینهمند میبینند، به طراحی راهنماها و شاخصهای ارزیابی متناسب با هر حوزه (مطابق سه محور کنترل، پویایی و هدف) به سیاستگذاران کمک کنند تا از اجبار استانداردهای یکسان به همه رشتهها خودداری کنند. استفاده از چهارچوب طیفی در داوران مقالات برای درک زمینه پژوهش ارسالی و قضاوت واقعبینانه درباره تکرارپذیری نیز میتواند سودمند باشد.تقدیر و تشکر: پژوهشگران بر خود لازم میدانند از تمامی استادانی که آنها را در انجام این پژوهش یاری کردهاند، کمال تقدیر و تشکر را داشته باشند.تعارض منافع: در این پژوهش هیچگونه تعارض منافعی وجود نداردجدول 1. طیف گونههای مختلف تکرار در سه محور کنترل، پویایی و هدفمحورموقعیت آغاز طیفموقعیت میانه طیفموقعیت پایان طیفکنترلکنترل دقیق متغیرها؛ آزمایشهای با پروتکل ثابتکنترل نسبی متغیرها با ترکیب قواعد و انعطافپذیریکنترل اندک؛ متغیرهای پیچیده و کمتر قابل پیشبینیپویاییسیستمهای ایستا و قابل پیشبینیسیستمهای نیمهپویا با پیچیدگی متوسطسیستمهای کاملاً پویا و پیچیدههدفتأیید و اثبات نتایج موجودترکیب تأیید و کشف نتایج جدیدکشف و اکتشاف نتایج یا پدیدههای نو جدول 2. شاخصهای موقعیتیابی پژوهشها در چارچوب طیفی سهمحورهمحورپرسش شاخصمعیارهای ممکنکنترلتا چه اندازه امکان کنترل دقیق بر متغیرها وجود دارد؟- وجود پروتکلهای دقیق آزمایشگاهی- توان بازسازی شرایط محیطی- نقش دخالت انسانیپویاییآیا موضوع مطالعه ماهیتی پویا و وابسته به متغیرهای غیرقابلپیشبینی دارد؟- تشریح ملاحظات راجع به مؤلفههای ناشناخته و غیرقابل محاسبههدفهدف اصلی تکرار چیست؟- آزمون مجدد نتایج (تأیید)- توسعه ایده قبلی (تلفیقی)- گشودن افقهای جدید (اکتشافی)