آموزة حقیقت افلاطون و هایدگر: بحثی انتقادی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه غرب مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
doi
چکیده
از نظر هایدگر، فلسفه افلاطون متضمن تلقی خاصی از حقیقت است. این تلقی که به نظر هایدگر در بیان افلاطون از تمثیل غار به نحو مستتر آمده، نوعی عدول از تلقی یونانیان باستان بوده و تأسیس متافیزیک ودر نهایت سوبژکتیویسم و اومانیسم را به همراه داشته است. «حقیقت» که نزد یونانیان باستان به معنای خود- آشکارسازی وجود بوده، در فلسفه افلاطون و به تبع او در کل تاریخ فلسفه به «تصدیق» و «گزارة صادق» تبدیل شده است. این تغییر متضمن نشستن «صدق» به جای «حقیقت»، و به تعبیر دیگر، تقدم یافتنِ حیث معرفت شناسانة حقیقت به جای حیث وجودشناسانة آن است. مقالة حاضر پس از ارائة گزارشی تحلیلی از تفسیر هایدگر از تمثیل غار، انتقادات یکی از افلاطون شناسان معاصر او، پل فریدلندر، را بر این تفسیر میآورد. نگارنده در پایان با ارزیابی این انتقادات و به جا دانستن آنها کوشیده است معنای قابل قبولتری از رأی هایدگر به دست دهد.