ارزیابی مبنای تفسیری اعجاز قرآن از دیدگاه علامه طباطبایی و جوادی آملی

نویسندگان

1 استاد، گروه ‌علوم ‌‌قرآن ‌و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، ‌دانشگاه ‌قم، قم، ایران.

2 دانشجوی دکتری ‌تفسیر‌ تطبیقی، گروه ‌علوم ‌قرآن ‌و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، ‌دانشگاه‌ قم، قم، ایران

3 استاد، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22091/ptt.2023.9093.2210
چکیده

 اعجاز قرآن از مهم‌ترین مبانی تفسیری علامه طباطبایی و آیت‌الله جوادی آملی است. علامه طباطبایی اعجاز قرآن را بر دو اصل می‌داند: قطعاً معجزه وجود دارد و قرآن از مصادیق آن معجزات است. در مقابل، جوادی‌ آملی اعجاز قرآن را با استفاده از قیاسی منطقی نتیجه‌گیری کرده است. همچنین جوادی آملی معتقد است که هیچ زبانی توان ترجمۀ قرآن را ندارد و ترجمۀ قرآن را باعث سقوط و کاهش لطافت‌های آن دانسته؛ ازاین‌رو، برگزیدۀ تفسیر را جایگزین ترجمۀ آیات کرده است. وجه افتراق دیگر دو مفسر این است که علامه طباطبایی فصاحت را تنها به لفظ نمی‌داند، بلکه به لفظ و معنا می‌داند. اما ‌جوادی‌ آملی به‌نوعی تنها بر معنا تأکید دارد و اذعان می‌کند که عرب‌ها الفاظ را داشته، ولی الفاظ دارای این معانی والا را نداشته‌اند. مقایسۀ مبانی دو مفسر نشان می‌دهد که این دو مفسر در اصلِ اعجاز قرآن با یکدیگر اشتراک‌نظر دارند، اما، در تبیین و جزئیات این مبنای تفسیری، میان استاد و شاگرد اختلاف‌نظرهایی وجود دارد. مهم‌ترین هدف این مقاله واکاوی و تحلیل این موضوع است که خاستگاه این اختلاف دیدگاه کجاست. در این مقاله، با روش تطبیقی، دیدگاه دو مفسر یادشده دربارۀ مبنای اعجاز قرآن بررسی شده است.