تفسیر تطبیقی انتقام از د یدگاه علامه طباطبایی و سید قطب
نویسندگان
1 استاد، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
2 دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
3 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22091/ptt.2024.9747.2264چکیده
«انتقام» بهطور فطری در انسانها و بهطور غریزی در بعضی حیوانات وجود دارد. انتقام دارای اقسام گوناگون است، ازجمله انتقام الهی و غیرالهی. در این مقاله، بررسی تطبیقی این موضوع در تفاسیر المیزان و فی ظلال القرآن و استخراج نکات اشتراک و افتراق آنها انجام شده است. این پژوهش به نتایجی رسیده که عبارتاند از: (۱) هر دو مفسر انتقام را جزء سنتهای الهی دانسته و برای آن دو قسم فردی و اجتماعی قائلاند. (۲) انتقامهای اجتماعی جزء حقوق جامعه شمرده شده است. (۳) عفو و گذشت در موارد انتقام شخصی نیکو، ولی در حقوق اجتماعی نکوهش شده است. (۴) خداوند هنگامی از انسانهای مجرم و گناهکار انتقام میگیرد که آیات و نشانههای الهی به آنها یادآوری شده و حجت بر آنها تمام شده باشد. (۵) علامه طباطبایی قصاص را نوعی انتقام میداند، ولی سید قطب قصاص را انتقام نمیداند. (۶) هیچکدام از دو مفسر متعرض این امر نشدهاند که در آنجا که انتقام جنبۀ اجتماعی دارد و از حقوق جامعه است انتقامگیرنده چه کسی است. (۷) مباحث سید قطب دربارۀ انتقام متداخل و گاهی ناسازگار است، درحالیکه در مباحث علامه طباطبایی چنین نیست.«انتقام» بهطور فطری در انسانها و بهطور غریزی در بعضی حیوانات وجود دارد. انتقام دارای اقسام گوناگون است، ازجمله انتقام الهی و غیرالهی. در این مقاله، بررسی تطبیقی این موضوع در تفاسیر المیزان و فی ظلال القرآن و استخراج نکات اشتراک و افتراق آنها انجام شده است. این پژوهش به نتایجی رسیده که عبارتاند از: هر دو مفسر انتقام را جزء سنتهای الهی دانسته و برای آن دو قسم فردی و اجتماعی قائلاند. انتقامهای اجتماعی جزء حقوق جامعه شمرده شده است. عفو و گذشت در موارد انتقام شخصی نیکو، ولی در حقوق اجتماعی نکوهش شده است. خداوند هنگامی از انسانهای مجرم و گناهکار انتقام میگیرد که آیات و نشانههای الهی به آنها یادآوری شده و حجت بر آنها تمام شده باشد. علامه طباطبایی قصاص را نوعی انتقام میداند، ولی سید قطب قصاص را انتقام نمیداند. هیچکدام از دو مفسر متعرض این امر نشدهاند که در آنجا که انتقام جنبۀ اجتماعی دارد و از حقوق جامعه است انتقامگیرنده چه کسی است. مباحث سید قطب دربارۀ انتقام متداخل و گاهی ناسازگار است، درحالیکه در مباحث علامه طباطبایی چنین نیست.