خوانش فوکویی مولفه های حکومت مند موثر در برساخت هویت سرزمینی ایران عصر سامانی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یزد، ایران

doi
10.22034/jgk.2023.344447.1058
چکیده

در چارچوب مفهوم حکومت مندی میشل فوکو؛ ایدئولوژی نهاد قدرت با دارا بودن مولفه‌های مرتبط؛ جغرافیای سیاسی و فرهنگی خاص خود را تولید می نمایند. هویت سرزمینی در چارچوب مفهوم حکومت مندی مشتمل بر مجموعه ای از نمادها و فرایندهایی است که توسط گفتمان اجتماعی- سیاسی در مقطع مشخص از تاریخ مفصل بندی می گردد. در این دیدگاه مرزهای هویتی جنبۀ طبیعی ندارد بلکه امری برساخته می باشد که در گذر زمان توسط قدرت سیاسی به صورت تجانسی در داخل یک قلمرو سیاسی تثبیت گردیده و احتمال بازساخت در آینده نیز وجود دارد. در این مقاله کوشش گردیده با اتکا به روش تفسیری و با استفاده از مضمون نظری حکومت‌مندی گفتمانی میشل فوکو؛ چگونگی صورتبندی هویت سرزمینی در عصر حکومت سامانی( 287- 389 ه .ق) واکاوی گردد. یافته های تحقیق بیان‌گر آن است که مفصل بندی هویت سرزمینی در عصر حکومت سامانی بر مبنای خوانش تلفیقی از آموزه های ایران باستان و اسلام و ارتقای زبان فارسی به مثابه زبان معیار بازنمایی گردید و اشتراک بین‌الاذهانی را در بین مردم ایران تقویت نمود. همچنین در دورۀ سامانی انتساب نَسَبی به پادشاهان اسطوره‌ای ایران باستان؛ مشروعیت ساخت مرزهای متمایز هویتی توسط رهبران سیاسی دورۀ سامانی را تأمین نموده بود. بطوری که شبکه پیچیده ای از روابط قدرت در این دوره با خلق تبار باستانی برای دودمان‌های حاکم و وارد نمودن آن در متون تاریخی( در قالب ارتباط دانش و قدرت) در تثبیت اشتراک بین‌الاذهانی در جامعه به کار گرفته شدند.

کلیدواژه‌ها