طراحی الگوی مدیریت تغییر راهبردی در سیستم نوآوری باز و فضای مشارکتی شرکت های دانش بنیان
نویسندگان
1 دکترای مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 دانشیار مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
doi
10.22034/qjimdo.2024.432541.1650چکیده
زمینه و هدف: به موازات عدماطمینانهای محیطی، نیاز شرکت به انعطافپذیری و مدیریت تغییر افزایش مییابد. از طرفی فضای مشارکتی میتواند زمینهساز نوآوری در شرکت شود که این دو خود نیازمند مدیریت تغییر راهبردی هستند تا بتوان بقای شرکت را در بلندمدت حفظ کرد. لذا در این پژوهش به طراحی الگوی مدیریت تغییر راهبردی در سیستم نوآوری باز و فضای مشارکتی شرکتهای دانشبنیان پرداخته میشود. روششناسی: پژوهش حاضر با روش کیفی تحلیل مضمون انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصین و نخبگان حوزه مدیریت راهبردی و مدیریت تغییر در شرکتهای دانشبنیان بودند. به کمک پروتکل مصاحبه، مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیقی با خبرگان به روش نمونهگیری هدفمند انجام شد. پس از مصاحبه با 15 نفر از خبرگان، اشباع نظری حاصل شد و سپس دادهها به کمک نرمافزار مکسکیودا کدگذاری شدند. اعتباریابی پژوهش بر اساس معیارهای پژوهش کیفی پارکر و رافی انجام شد. یافتهها: پس از تحلیل دادهها، 101 کد باز (مفهوم اولیه)، 25 مضمون پایه، 17 مضمون سازماندهنده و 7 مضمون فراگیر شامل مدیریت ریسک راهبردی سازمان، رهبری موثر، پیادهسازی مدیریت تغییر، دانشمحوری، توانمندسازی سرمایهانسانی، فرهنگسازی مشارکتی و هوشمندی کسبوکار شنـاسـایی شد. نتیجهگیری: ایجاد فضای مشارکتی در شرکت، زمینه را برای توسعه نوآوری باز فراهم میکند. توسعه نوآوری باز در شرکت موجب میشود تا انعطافپذیری، چابکی و انتخابهای شرکت در شرایط بحرانی و تغییر بیشتر شود. مدیریت تغییر راهبردی، مجموعهای از پیامدهای مثبت را برای شرکت در پی خواهد داشت. شرکتها میتوانند از طریق جذب و آموزش رهبران حمایتگرا، توسعه نوآوری، بهبود یادگیری سازمانی، تقویت اتحاد و انسجام تیمی، جذب و به کارگیری سرمایه انسانی خلاق و نوآور موجب توسعه نوآوری باز و فضای مشارکتی در شرکتهای خود شوند و در نهایت مدیریت تغییر راهبردی را محقق نمایند.