جُستاری بر اجرای جلوههای عرفانی و اشتراک آن با زیباییشناسی معماری منارة شمستبریزی از منظر هِگل
نویسندگان
1 خوی اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی خوی
2 استادیار گروه عکاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار گروه پیش از تاریخ، پژوهشکدة باستانشناسی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران.
4 استادیار مؤسسه آموزش عالی اقبال لاهوری، مشهد، ایران
doi
10.22103/jis.2025.25031.2712چکیده
زمینه/ هدف: آیینهای سالکین یکی از کاربردهای نمادین عرفانی میباشد. این سنّتها، «شیوههای اجرایی» هستند که در گذر زمان توسعه و تکامل یافتهاند. از این توانمندیها، میتوان در برگزاری مراسم آیینی بهره برده و باعث رونق بیش از پیش آرامگاه شمس تبریزی شد. هدف در این پژوهش نشان دادن ابزارهای اجرایی است که شامل وسایل خاصی بوده و تبدیل به افزارگان نمادینی شده و متناسب با آموزههای وحدتگرایانۀ مولانا اجرا میشوند. از دیگر مراسم نیز میتوان به جلوههای چرخشی، موسیقایی و کلامی اشاره کرد که در بین آنها مراسم سماع درویشان آنگونه که امروز به اجرا درمیآید، بسیار الهام گرفته از پندهای عرفانی مولاناست. چنین کاربردهای عرفانی را به راحتی میتوان در اشتراک با ساختار نمادین و معماری منحصر به فرد منارة شمس تبریزی و مطابقت آن با گردش ستارهها به دور خورشید مشاهده و احساس کرد. از اینرو این پژوهش براساس دو پرسش شکل گرفته است: 1. تَجلّی جلوههای عرفانی آموزههای مولانا در مکانهای معنوی چه تأثیری میتواند داشته باشد؟ 2. چگونه میتوان دورنمای عرفانی را با معماری منارة شمس تبریزی از نظرگاه سهگانة هنر هِگل و «روح مطلق» او همپوشانی داد؟روش/ رویکرد: دادههای این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی تدوین شده و به بررسی پیوند میان معماری و جلوههای اجرایی و نمودِ نمادها و نشانهها در فضاهای عرفانی و سنتی پرداخته شده است.یافتهها/ نتایج: اصلیترین نتیجة پژوهش آشکار میکند که کاربردهای اجرایی عرفانی این آیین مذهبی، متأثر از غنای آثار مولانا است که به زیبایی توانسته در تطابق و همگونی آن با دیدگاههای هنری هگل در نقش شکلهای متعدد معماری در منارة شمس تبریزی و بسط آن با «روح زمانه»ی او یک فضای تاریخی ایجاد کند.