چالشهای پیش روی نظریه کریپکی در باب سمانتیک اسم خاص
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد فلسفه دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
در زبان طبیعی به کلماتی، از قبیل «احمد»، «سقراط» و... اسم خاص میگوییم. اگر کلمههای موجود در زبان را مجموعهای از نمادها بدانیم، آنگاه یک نظریه سمانتیکی طرح میگردد، تا منظور از این نمادها را روشن سازد . در برخورد با مسأله سمانتیک اسم خاص, دو (رهیافت توصیفی و غیرتوصیفی) وجود دارد. در نظریههای توصیفی اسم خاص، که فرگه، راسل و سرل، از جمله طرفداران آن میباشند، محتوای سمانتیکی یک اسم خاص، با یک توصیف معین، یا دستهای از توصیفها، معادل است. اما از نظر میل, یک اسم خاص، هیچگونه محتوای ضمنی (وصفی) نداشته، و معنای آن همان شیئی است که آن اسم به آن اشاره میکند. همچنین کریپکی کلیه نظریههای توصیفی را نقد و رد میکند. از نظر او معنای یک اسم خاص به هیچ وجه شامل محتوای توصیفی، نمیباشد.با کمی تسامح میتوان کریپکی را نیز طرفدار نظریه میل دانست.نظریه غیرتوصیفی اسم خاص با مشکلاتی روبرو است، از جمله آنکه : تفاوت آگاهیبخشی برخی اینهمانیها چگونه توجیه میشود؟ و شرایط صدق جملههای شامل اسنادهای گرایشی، به چه صورت است؟ همچنین معناداری اسامی تهی چگونه توجیه میشود؟ سعی میلگرایانی چون کریپکی، سمن و براون بر آن است تا راه حلی برای این مسائل بیابند. دراین مقاله این راه حلها، تشریح و مورد نقد و ارزیابی قرار خواهند گرفت.