مصادیق قوم موعود در آیۀ استخلاف با رویکردی انتقادی به دیدگاه فخر رازی

نویسندگان

1 استادیار، دانشکدۀ علوم قرآنی ملایر، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، قم، ایران. h.noruzi@quran.ac.ir

doi
10.22091/ptt.2023.8530.2150
چکیده

  دین اسلام، به‌عنوان آخرین و کامل‌ترین دین آسمانی، آیندۀ بشر را در قالب اندیشۀ مهدویت بسیار روشن ترسیم کرده است. بر اساس آموزه‌های قرآن، حاکمیت نهایی و جهانی از آنِ صالحان و مستضعفان است و شخصی از نسل پیامبر اکرم (ص)، در رأس قوم موعود، با امدادهای الهی و مدیریتی کارآمد، امنیت، عبودیت و عدالت فراگیر جهانی را مستقر خواهد کرد. هرچند باورمندی به استخلاف قوم موعود مورد قبول همۀ فرق و مذاهب اسلامی بوده است، اما دربارۀ مصادیق، مکان و زمان، و چگونگی تحقق وعده‌های موجود در آیۀ استخلاف اختلاف‌نظر وجود دارد. مسئلۀ اصلی این پژوهش بررسی تطبیقی دیدگاه فریقین دربارۀ قوم موعود، با تأکید بر آرای فخر رازی، است. فخر رازی، همچون بسیاری از دانشمندان اهل‌سنت، معتقد است که محتوای آیه در زمان صحابه محقق شد و آیه بر خلافت و امامت امامان چهارگانه ــ ابوبکر، عمر، عثمان و علی (ع) ــ دلالت دارد و مصداق قوم موعود صحابۀ پیامبر (ص) هستند که البته، با توجه به اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی زمان حضرت علی (ع)، دلالت آیه را نسبت به آن حضرت (ع) نفی می‌کند. بر اساس دلالت معانی واژگان کلیدی، سبب نزول و محتوای آیات و روایات و تاریخ قطعی فریقین، معلوم می‌شود که آیۀ استخلاف ناظر به دوران ظهور و حاکمیت حضرت مهدی (عج) است.