تبیین جایگاه معماری به‌عنوان یک شاخص‌ منطقه‌بندی در تقسیمات اقالیم فرهنگی بلاد مسلمانی قرن 4 ه.ق (متکی بر مسالک ‌و ممالک اصطخری)

نویسندگان

1 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه پیام نور ، ایران

2 کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری

doi
10.22103/jis.2025.24817.2700
چکیده

زمینه/ هدف: رسالۀ «مسالک‌الممالک» اثر ابواسحاق ابراهیم‌بن‌محمدالفارسی‌الاصطخری از متون مهم جغرافیای تاریخی است که حاوی مطالب مهمی در باب جغرافیای طبیعی و انسانی اقالیم محاط در دایرۀ اسلام مربوط به قرن 4 ه.ق است. این رساله در قرون 5 یا 6 ه.ق از عربی به فارسی برگردانده شد. تا کنون پژوهش‌های مختلف دربارۀ این رساله با دیدگاه‌های متفاوت و زبان‌های گوناگون منتشر شده، اما از حیث شناساندن و تبیین منطقه‌بندی در تقسیمات اقالیم فرهنگی سرزمین‌های مختلف، کمتر پژوهشی منتشر شده است. همچنین تبیین جایگاه مصادیق معماری در این تقسیم‌بندی‌ها علی‌رغم اهمیتی که در مطالعات تاریخی-جغرافیایی دارد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش با هدف استخراج انواع منطقه‌بندی در اقالیم فرهنگی سرزمین‌های اسلامی عصر اصطخری متکی بر متن ترجمۀ رسالۀ وی انجام گردید و به‌علاوه سعی شده به این پرسش پاسخ داده شود که معماری به ‌عنوان شاخصی در این منطقه‌بندی‌ها چه جایگاهی داشته است؟روش/ رویکرد: روش پژوهش تحلیل محتوا با رویکرد تفسیری-تاریخی است و جمع‌آوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای و اسنادی انجام شده است.یافته‌ها/ نتایج: سرزمین‌های محصور در دایرۀ اسلام عهد اصطخری و عهد مترجم کتاب، به دلیل وسعت پهناور مشتمل بر ممالک مختلفی بوده که هر کدام دارای تقسیماتی جداگانه اعم از دیار، ولایت، ربع، ناحیه، شهر، پاره‌شهر، قصبه، دیه، طسَوج و دستکره بودند. این‌گونه تقسیمات در منطقه‌بندی اقالیم محصور در دایرۀ اسلام علی‌رغم شباهت‌های لغوی- اصطلاحی به لحاظ معنایی-کارکردی با هم متفاوت بودند. شاخص‌های مختلفی در این نوع تقسیمات و منطقه‌بندی نقش داشتند. از جمله می‌توان به تفاوت‌های ناشی از نحوۀ حکمرانی و ساختار حکومتی، ویژگی‌های جغرافیایی و تفاوت‌های فرهنگی اشاره کرد. یکی از این شاخص‌ها که هم خود متأثر از این موارد است و هم بر آن‌ها اثرگذار است، شاخص معماری است. در مسالک‌وممالک مصادیق معماری همچون استحکامات شهری، دار‌الضرب، قصر با معماری خاص و برگرفته از اقلیم فرهنگی هر منطقه در تقسیم‌بندی و تفاوت‌های حاصله نقش داشتند.