گلیم سرجامه(لته‌ای) بشرویه و ژنده بوئین زهرا به مثابه تولیدات سبز و پایدار

نویسندگان

1 استادیار گروه فرش، دانشکده هنرهای کاربردی ، دانشگاه هنرتهران

doi
10.22034/jgk.2022.314873.1000
چکیده

ترویج فرهنگ قناعت در ادبیات و آموزه‌های دینی ایران پیشینه‌دار است. مسائل زیست محیطی از مهم‌ترین دغدغه‌های انسان در دنیای کنونی بوده و تولید آثار هنری که مبتنی بر توسعه پایدار باشد از شروط اصلی توسعه است. ایران به عنوان کشوری که بر چهار راه فرهنگی واقع شده همواره بحران‌ها، جنگ‌ها و مصائب زیادی را به خود دیده اما چاره‌اندیشی و فرهنگ مقاومتی موجب شده تا ققنوس وار جانی تازه یابد. مطالعه سبک زندگی پیشینیان و الگوبرداری از مصادیق قناعت در زیست ایشان راهی برای برون رفت از مشکلات اقتصادی خواهد بود. درایت و تدبیر زنان هنرمند ایرانی در تولید صنایع دستی موجب شکوفایی اقتصادی در ادوار گوناگون بوده است. مقاله پیش‌رو در پی آن است که گلیم سرجامه بشرویه استان خراسان و گلیم ژنده بوئین زهرا قزوین را به عنوان مصادیق هنر بازیافت معرفی و تحلیل نماید سپس به اهمیت این دو بافته در توسعه پایدار بپردازد. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می‌توان شاخصه‌های بازیافتی «سرجامه» و «گلیم ژنده» را تبیین نمود؟ مطالعات کتابخانه‌ای منابع گوناگون داده‌های خام تحقیق را فراهم آورد. بخشی دیگر از اطلاعات، حاصل ثبت مشاهدات نگارنده از بافته‌های نامبرده است. مطالعه تطبیقی شاخصه‌های گلیم «سرجامه» و «گلیم ژنده» از منظر ویژگی‌های هنر بازیافت نشان از آن دارد که هر دو دست‌بافته دارای مولفه‌های تولیدات سبز و پایدار هستند. همچنین بافته‌های مذکور با در بر داشتن شاخصه‌های هنر بازیافتی می‌توانند منجر به رونق تولیدات روستایی و ترویج فرهنگ صحیح مصرف شوند.