تبیین مبانی علمبودگی دانش اقتصاد در اندیشه علامه مصباح یزدی (ره) و بررسی چالشهای آن
نویسندگان
1 استادیار، عضو هیئت علمی مؤسسه امام خمینی قم، قم، ایران.
doi
10.30471/mssh.2025.10056.2536چکیده
مقدمه و اهداف: این مقاله به تبیین مبانی علمبودگی دانش اقتصاد در اندیشه علامه مصباح یزدیe و بررسی چالشهای مرتبط با آن میپردازد. با توجه به پیچیدگیهای فهم ابعاد وجودی انسان اقتصادی و وابستگی موضوع اقتصاد به اختیار انسان، چالشهای قابلتوجهی درخصوص علم بودن اقتصاد مطرح شدهاند. هدف این مقاله، تحلیل این چالشها از منظر علامه مصباح یزدی و ارائه پاسخهایی مبتنیبر مبانی معرفتشناختی، هستیشناختی و انسانشناختی اسلامی است. روش تحقیق این مقاله، اکتشافی و مبتنیبر تحلیل محتوای آثار علامه مصباح یزدی است. این پژوهش تلاش دارد تا با بررسی ویژگیهای اختصاصی علومانسانی، امکان علمبودگی اقتصاد را تبیین کرده و چالشهای ناظر به آن را پاسخ دهد.روش: این مقاله با روش اکتشافی و ازطریق تحلیل محتوای آثار علامه مصباح یزدیe انجام شده است. در این روش، با مراجعه به متون و نوشتههای ایشان، مبانی علمبودگی اقتصاد و چالشهای مرتبط با آن استخراج و تحلیل شدهاند. رویکرد تحقیق مبتنیبر بررسی مبانی معرفتشناختی، هستیشناختی و انسانشناختی است که علامه مصباح یزدی در آثار خود به آنها پرداخته است. همچنین، با توجه به تفاوتهای علومانسانی با علوم طبیعی و ریاضی، این مقاله به بررسی ویژگیهای خاص اقتصاد بهعنوان یک علم انسانی پرداخته و تلاش کرده است تا با استناد به دیدگاههای علامه مصباح یزدیe، پاسخهایی برای چالشهای مطرحشده ارائه دهد. روش تحلیل محتوا در این تحقیق، شامل استخراج مفاهیم کلیدی، دستهبندی آنها و ارائه تحلیلهای منطقی براساس مبانی فلسفی اسلامی است.نتایج: براساس یافتههای این تحقیق، اقتصاد در اندیشه علامه مصباح یزدیe بهعنوان یک علم روشمند و مبتنیبر اصولی یقینی قابلتبیین است. چالشهایی مانند ناسازگاری قوانین ضروری اقتصاد با اختیار انسان، نقصان اعتبار شناختی اقتصاد در مقایسه با علوم طبیعی، عدم امکان تفاهم درباره مفاهیم انتزاعی اقتصاد، فقدان روش قابلتوافق در اقتصاد و سوگیری اقتصاد تحتتأثیر پیشفرضها، ازجمله مسائلی هستند که در این مقاله بررسی شدهاند. علامه مصباح یزدیe با تأکید بر مبانی معرفتشناختی اسلامی، امکان علمبودگی اقتصاد را تأیید کرده و معتقد است که با وجود پیچیدگیهای موجود، اقتصاد میتواند بهعنوان یک علم معتبر شناخته شود. همچنین، ایشان بر این باور است که تفاوتهای روششناختی و تأثیرپذیری اقتصاد از مبانی مختلف، لزوماً به معنای عدم علم بودن آن نیست؛ بلکه نشاندهنده ویژگیهای خاص این علم است.بحث و نتیجهگیری: در این مقاله، با استناد به اندیشههای علامه مصباح یزدی، نشان داده شده که اقتصاد بهعنوان یک علم انسانی، با وجود چالشهای مطرحشده، میتواند از اعتبار علمی برخوردار باشد. تأکید بر مبانی معرفتشناختی اسلامی و امکان شناخت یقینی و مطلق، ازجمله دلایلی است که علمبودگی اقتصاد را توجیه میکند. همچنین، علامه مصباح یزدی با تحلیل چالشهایی مانند نقش اختیار انسان در اقتصاد و تأثیر پیشفرضها بر سوگیریهای علمی نشان میدهد که این مسائل لزوماً به معنای عدم علم بودن اقتصاد نیستند؛ بلکه بیانگر ویژگیهای خاص این علم هستند. درنهایت، این مقاله نتیجه میگیرد که با توجه به مبانی فلسفی اسلامی و دیدگاههای علامه مصباح یزدیe، اقتصاد میتواند بهعنوان یک علم معتبر و روشمند شناخته شود؛ مشروط بر اینکه مبانی و اصول موضوعه آن بهدرستی تبیین و تحلیل شوند. این یافتهها میتواند راهگشای پژوهشهای آینده در حوزه فلسفه اقتصاد و علومانسانی اسلامی باشد.