تبیین و تحلیل آیکونوگرافیکِ تندیسِ انسان عقربشانه در فرهنگ جیرفت (هزارۀ سوم پیش از میلاد)
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ و ایرانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 گروه تاریخ و ایرانشناسی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22103/jis.2025.25064.2717چکیده
زمینه/ هدف: اشیای مکشوفۀ حوضۀ تمدن هلیلرود، در معنای اخص فرهنگ جیرفت؛ یکی از مناشقه برانگیزترین مباحث دنیای شرق باستان است. منطقۀ جیرفت از منظر باستانشناختی تا پیش از سال 1380ش. تقریباً ناشناخته بود. پس از وقوع سیل در این منطقه و کشف ظروف سنگی گوناگون با شمایل مختلف، توجه بسیاری از باستانشناسان بار دیگر به جنوب شرق ایران جلب شد. از منظر باستانشناختی دیرینگی فرهنگ مذکور به هزارۀ سوم پیش از میلاد در عصر مفرغ میرسید. یکی از مهمترین اشیای این فرهنگ مجسمۀ انسان عقربشانه است. هدف پژوهش پیشرو آن است که معنای حقیقی و کارکرد تندیس انسان عقربشانه در فرهنگ جیرفت و ارتباط تندیس مزبور و معنای آن در تمدنهای همجوار جیرفت در هزارۀ 3پ.م را مورد واکاوی قرار دهد.روش/ رویکرد: یکی از مهمترین شیوههای مطالعاتی آثار هنری، پژوهش آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. مطالعۀ آیکونوگرافیک مرحلهای از تأویل است که از طریق آن ادبیات و داستانهای مرتبط با یک اثر نمایان میشود. در مقابل از طریق مطالعۀ آیکونولوژیک معنای نهفته در نمادها و تمثیلها در بافت و ساختار فرهنگی یک تمدن مورد بررسی قرار میگیرد. پژوهش حاضر با تکیه بر منابع کتابخانهای و شیوۀ توصیفی-تحلیلی بر آن است از طریق مطالعۀ آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک، به مطالعۀ مجسمۀ مذکور بپردازد. یافتهها/ نتایج: با توجه به ناشناخته بودن خطوط مکتوب در الواح جیرفت، یکی از شیوههای مطالعاتی آثار فرهنگ جیرفت مطالعۀ آیکونوگرافیک و آیکونولوژیک است. در بخش آیکونوگرافی مجسمۀ انسان عقربشانه به شباهت عینی اسطورۀ ضحاک و تندیس مکشوفۀ فرهنگ جیرفت از طریق دادههای مکتوب در آثار ادبی و دینی اشاره شده است. در بخش آیکونولوژی، با توجه به یافتههای باستانشناسی در مناطق همجوار فرهنگ جیرفت، ارتباط این فرهنگ از طریق مراودات بازرگانی و در نهایت امر، با استفاده از شیوۀ مطالعۀ تطبیقی، شباهت میان مجسمۀ مذکور با دیگر ایزدان و الهههای رایج در تمدنهای همجوار جیرفت مورد واکاوی قرار گرفته است.