پیوندهای فرهنگ حوضه جنوبی دریاچه ارومیه و شمال بینالنهرین در هزاره سوم و دوم ق.م
نویسندگان
1 عضو هیات علمی پژوهشکده باستانشناسی
2 عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی
doi
10.22103/jis.2025.25949.2776چکیده
زمینه/ هدف: یکی از مناطق فرهنگی ایران در هزارۀ سوم ق.م (عصر مفرغ)، منطقۀ شمال غرب ایران است. پژوهشهای باستانشناسی شمال غرب، نشانههایی از تحولات فرهنگی را که در روند جابهجاییهای جمعیتی به وجود آمده، مشخص نموده است. مهاجرانی که بر اثر تغییرات زیستمحیطی یا افزایش جمعیت و کمبود منابع زیستی در گسترۀ وسیع شرق باستان از شمال شرق آناتولی تا جنوب لوانت استقرار پیدا کردند. یکی از مناطق مهم جنوب دریاچۀ ارومیه، حوضۀ رودخانۀ زاب است که اخیرا پژوهشهای باستانشناسی در آن منطقه انجام یافت. این حوضه به دلیل همجواری با مناطق قفقاز جنوبی و شرق آناتولی و همچنین شمال بینالنهرین از اهمیت بسیاری در خصوص برهمکنشهای فرهنگی برخوردار است و به عنوان یک پل ارتباطی فرهنگی و یا گذرگاه جمعیتی، اهمیت فراوانی در طول تاریخ داشته است. روش/ رویکرد: این پژوهش با هدف تبیین فرهنگهای عصر مفرغ و تمایزات و تشابهات حوضۀ جنوب دریاچۀ ارومیه و شمال بینالنهرین انجام شد. این نوشتار تلاش میکند به این پرسش پاسخ دهد که چگونه ارتباطات و مناسبات فرهنگی بین حوضۀ دریاچۀ ارومیه با شمال بینالنهرین برقرار بوده است؟یافتهها/ نتایج: اهمیت نویافتههای باستانشناسی حاکی از این است که در حوضۀ جنوبی دریاچۀ ارومیه مناسبات فرهنگی قوی با مناطق حسنلو VII، تپۀ حسنعلی و تپۀ بروه در داخل مرزهای ایران و محوطۀ بزرگ کانیشایی در شمال بینالنهرین برقرار بوده است. نتایج پژوهشهای باستانشناسی در حوضۀ رودخانۀ زاب کوچک و در محوطههای نویافتۀ عصر مفرغ نشان داد که پیوندهای فرهنگی حوضۀ دریاچۀ ارومیه با مناطق شمال بینالنهرین برقرار است.