بازسازی ویژگی‎های نقاشی پیشاسلجوقی برپایۀ سفالینه های گلابه ای نیشابور (سفال سامانی)

نویسندگان

1 استاد یار ،گروه نقاشی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران

doi
10.22034/jgk.2023.336844.1043
چکیده

سفال‎های گلابه ای نیشابور یا همان سفال‎های پیکره دار سامانی (4ـ3ق) از کهن‎ترین نمونه های نقاشی دورۀ اسلامی است. از آنجا که ویژگی‎های ظاهری این نقاشی‎ها با قدیمی‎ترین نسخه نگاره های پیشامغول (مانند ورقه‎وگلشاه)، تفاوت دارد، هنرپژوهان در بررسی سیر تاریخ نقاشی ایرانی، کمتر به این آثار پرداخته و به جای آن، سفال نگاره های سلجوقی (6ـ5ق) را با شباهت بیشتر به نسخه نگاره ها، مبنای بازتعریف چارچوب نسخه نگاری دانسته اند. پژوهش پیش‎رو بربنیان مفهوم ژرف‎ساخت و روساخت نشان می‎دهد تفاوت‎ها میان سفال نگاره های سامانی با آثار پس از آن، روساختی است و همۀ این آثار در بن‎مایه ها (ژرف‎ساخت‎ها) از چارچوب‎های ثابتی پیروی می‎کنند. بنابراین، در نبود نسخه ‎های مصور از سده های 4ـ3ق، سفال نگاره های نیشابور را می‎توان در جایگاه بخشی از تاریخ نقاشی ایرانی، بیانگر ویژگی‎های نسخه نگاری این دوران دانست. با این نگاه، 110 سفال پیکره دار سده های 4ـ3ق، از مجموعه های معتبر جهانی بررسی شد که گزارش 26 مورد آن‎ها در این نوشتار آمده است. بررسی‎ها نشان داد نسخه پردازان در این سده ها با کارکرد قاب بندی آشنا بودند؛ سامان‎دهی فضا و پرداخت صحنه های نه چندان عمیق را می‎شناختند؛ عناصر طبیعی را به هدف تزیین و پُرکردن سطوح خالی پیش زمینه بازمی‎نمودند؛ بزرگ‎نمایی مقامی و ریزپردازی را اجرا می‎کردند، اما در پرداخت بعد سوم چیزها در مراحل ابتدایی بودند. این نسخه نگاره ها همچنین خالی از هاله های خورشیدگون (مقدس یا تزیینی) بود. پژوهش کیفی پیش‎رو، با نگاهی توصیفی تحلیلی، سفال نگاره های سامانی را کاویده، سپس با هم‎سنجی این آثار و سفال‎های سلجوقی و نسخه نگاره های متقدم، روشی تطبیقی را به کار بسته است تا بتواند بخشی از تاریخ نسخه نگاری ایرانی را که هیچ نمونه ای از آن در دست نیست، بازسازی کند.