استدلال بر توحید ربوبی از منظر مفسران فریقین
نویسندگان
1 استادیار گروه حدیث، جامعه المصطفی (ص) العالمیه، ایران، قم
2 طلبۀ سطح 4(مربی)، رشته تفسیر تطبیقی، موسسۀ آموزش عالی فاطمه الزهراء علیها السلام، اصفهان، ایران. (نویسندۀ مسئول)
doi
10.22091/ptt.2023.8791.2182چکیده
توحید ربوبی، از مهمترین مراتب توحید در مسیر عبودیت است؛ زیرا عمدۀ شرک انسانها، در ربوبیت است؛ ازاینرو قرآن، شیوههای مختلفی در تبیین توحید ربوبی آورده که از آن میان، استدلال بر «خالقیت خداوند» به دلیل باور همگانی به آن و نیز استدلال بر «هدایت عامۀ الهی»، پرکاربرد و مهمترین است. آیۀ 50 طه، جامعترین آیه در این زمینه است. مقالۀ حاضر با تکیهبر آن، باهدف کشف و تبیـین انـواع اسـتدلال بر توحید ربوبی، دیدگاههای مفسران را به روش توصیفی-تحلیلی مقایسه کرده و نتایجی به دست آورده که از چهار نظام حاکم بر جهان هستی در اثبات ربوبیت الهی بهویژه ربوبیت تکوینی حکایت میکند: «نظام فاعلی» با تکیهبر کلمۀ «رَبَّنا»؛ «نظام درونی» و «بیرونی»، بر اساس «الّذی أعطی کُلَّ شَیء خَلقه» و «نظام غایی»، برگرفته از «ثُمَّ هدی». این نظامها بر براهینی مبتنی است که از سیاق آیه استخراج شده است: سه استدلال در خالقیت: توحید در خالقیت، تـلازم خالقیـت و ربوبیت، همراه بودن خلقت با تدبیر به دلیل هماهنگی در نظام آفرینش؛ دو استدلال در هدایت: تلازم هدایت و ربوبیت، تلازم خالقیت و هدایت و ربوبیت؛ بنابراین سیاق آیه، دلالت بر عمومیتی دارد که خلقت ویژۀ همۀ موجودات و هدایت تکوینی آنها را در برمیگیرد و دلیلی بر محدود کردن آیه به معانی منقول در برخی تفاسیر نیست. حاصل این براهین جامع، آن است که رب (مالک مدبر)، تنها کسی است که به هر چیزی وجودی خاص، متناسب با مصالح، منافع و کمال وی اعطا نموده و او را بهسوی هدف خلقتش هدایت کرده است.