شکل بندی فضاهای شهری در نتیجه رواج مد و فعالیتهای مرتبط با آن( تحلیلی از انتشار فضایی آرایشگاه های زنانه در منطقه 10 شهر مشهد)
نویسندگان
1 استادیار، گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده ادبیات، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده ادبیات ،دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
doi
10.22034/jgk.2022.308591.0چکیده
طی سالهای اخیر با گسترش مد، عرصه های بیشتری از فضای شهرها به فعالیتهای مرتبط با آن اختصاصیافته، اما کمتر مطالعه ای به بررسی ابعاد فضایی آن پرداخته است. از اینرو، مطالعه حاضر به دنبال آن است تا در چارچوب تئوری انتشارفضایی پراکنش آرایشگاههای زنانه را بهعنوان وجهی از فعالیتهای مرتبط با مد به شکل ویژه در منطقه ۱۰ شهر مشهد را موردبررسی قرار دهد. شیوه مطالعه، تحلیلی و مبتنی بر مدلهای آنالیز فضایی همچون الگوهای تراکمی و مدلهای خودهمبستگی فضایی است. علاوه بر این بهره گیری از مکعبهای زمانی-فضایی، ویژگی خاص این مطالعه است. متغیرهای پژوهش شامل موقعیت فضایی آرایشگاهها، تاریخ تأسیس و همچنین ویژگیهای جمعیتی زنان منطقه (شامل تعداد مطلق جمعیت، زنان مجرد، زنان مطلقه، زنان با فوت همسر، زنان شاغل، زنان بیکار و زنان ازدواجکرده) است. نتایج بیانگر کاهش نسبت جمعیت منطقه از ۵۷ هزار نفر در 1375ش به ۶۲۸ نفر در ۱۳۹۸ش در مقابل هر آرایشگاه بود. همچنین الگوی تراکمی و مدلهای خودهمبستگی فضایی، انتشار گسترشی و شدت الگوی خوشه ای آرایشگاهها را در منطقه به تصویر کشید. استفاده از مکعبهای زمانی-فضایی، الگوی غالب نوسانی داغ آرایشگاهها در طول زمان را نشان داد که مبین استقرار لکه های داغ بر روی لکه های سرد تاریخی است. نتایج تکمیلی در این زمینه بیانگر عدم ارتباط ویژگیهای جمعیتی زنان با موقعیت هسته های تراکمی آرایشگاهها در منطقه است. این امر توجه به عامل همسایگی در استفاده از آرایشگاهها توسط ساکنین را به چالش می کشاند. از اینرو، پیشنهاد ویژه این مطالعه توجه به اثرات کالبدی و معنایی متأثر از رواج الگوی مصرف و تکثرگرایی درنتیجه فعالیت اینگونه خدمات و آگاهی از ویژگیهای رفتاری مصرف کنندگان در تعیین شعاع عملکردی کاربریهای خدماتی است.