بررسی جایگاه ساختار دودمانی و فضایل اخلاقی در تحقق عدالت دورۀ ساسانی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، ایرانشناسی، دانشگاه بهشتی، تهران

2 استاد، گروه فلسفه دانشگاه شهید بهشتی تهران ایران

doi
10.22103/jis.2025.25043.2714
چکیده

زمینه/ هدف: عدالت همواره به مثابه یکی از ارکان اساسی پایداری جوامع و حکومت‌ها شناخته شده است. پژوهش حاضر با تکیه بر تحلیل تاریخی و تحلیل متون، و واکاوی منابع ساسانی، به بررسی جایگاه مفهوم «داد» در دورۀ ساسانی می‌پردازد. تمرکز این مطالعه بر آن است که چگونه ساختارهای دودمانی و فاضیل اخلاقی در بستر تعالیم دینی زردشتی به تبیین و استمرار مفهوم عدالت (داد) کمک کرده‌اند.روش/ رویکرد: در حالی که پیوند عدالت با جامعۀ ساسانی موضوعی شناخته ‌شده است، این پژوهش به بررسی رابطۀ پویای گاه متناقض میان آرمان‌های اخلاقی و ساختارهای حکومتی می‌پردازد. این رویکرد درکی ژرف‌تر از چگونگی حفظ نظم و مشروعیت را در سطوح مختلف جامعۀ ساسانی ارائه می‌دهد.یافته‌ها/ نتایج: مفهوم «داد» که در متون پهلوی و اوستایی به‌ کار رفته است، ریشه در اصول اخلاقی زردشتی دارد و به توزیع عادلانۀ وظایف، قدرت و منابع اشاره دارد؛ مفهومی که در توجیه مشروعیت سلطنت ساسانی نقش کلیدی ایفا می‌کرد. یافته‌ها نشان می‌دهند که عدالت، هرچند در اخلاق دینی ریشه داشت، اما در عمل، به کمک نظام‌های طبقاتی و دودمانی‌ای تحقق می‌یافت که مسئولیت‌ها را تعریف می‌کردند و عدالت در توزیع قدرت و ثروت را ممکن می‌ساختند. این تعامل، هم در حفظ انسجام اجتماعی و هم در تقویت قدرت سیاسی مؤثر بوده است و نادیده گرفتن آن می‌توانست زمینه‌ساز افول یا حتی فروپاشی ساختارها گردد.