تدوین استراتژی­های سازمانی در شرکت‌های کوچک (مورد مطالعه: یک شرکت سازندۀ قطعات خودرو)

نویسندگان

1 گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه پیام نور، تهران،ایران

doi
10.22034/qjimdo.2024.450322.1702
چکیده

زمینه و هدف: شرکت‌های کوچک فعال در صنعت قطعات خودرو در محیطی پویا و رقابتی فعالیت می‌کنند که تغییرات سریع فناوری، نوسانات بازار و محدودیت منابع، تدوین و اجرای استراتژی را برای آن‌ها به چالشی جدی تبدیل کرده است. با وجود اهمیت بالای مدیریت استراتژیک برای این بنگاه‌ها، بسیاری از شرکت‌های کوچک فاقد ساختار و رویکردی منسجم برای تعیین مسیر آینده خود هستند. هدف این پژوهش، تدوین استراتژی مناسب برای یک شرکت کوچک سازندۀ قطعات خودرو است تا بر اساس آن، راهکارهایی عملی برای بهبود عملکرد و افزایش رقابت‌پذیری شرکت ارائه شود. روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل مدیران، کارشناسان و کارکنان کلیدی یک شرکت کوچک سازندۀ قطعات خودرو است که به‌طور مستقیم در فرایندهای تصمیم‌گیری و عملیات تولید مشارکت دارند. به‌دلیل محدود بودن تعداد افراد واجد شرایط، نمونه‌گیری به‌صورت تمام‌شماری انجام شده است. برای گردآوری داده‌ها از ترکیب مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و پرسشنامه محقق‌ساخته شامل شاخص‌های محیط داخلی و خارجی استفاده شده است. داده‌های گردآوری‌شده با بهره‌گیری از روش‌های تحلیل محیطی و ماتریس‌های کمی برنامه‌ریزی استراتژیک مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته‌اند تا استراتژی‌های مناسب شرکت استخراج و اولویت‌بندی شوند. یافته‌ها: با توجه به مجموع امتیازات به‌دست‌آمده در ماتریس برنامه‌ریزی استراتژیک کمی، اولویت استراتژی‌ها به ترتیب عبارت‌اند از: تشکیل خوشه صنعتی با امتیاز 6.18 در اولویت نخست، تشکیل کنسرسیوم خدمات متقابل با امتیاز 4.95 در اولویت دوم و مشارکت در زنجیره ارزشی با امتیاز 4.76 در اولویت سوم. بنابراین، بر اساس تحلیل عوامل استراتژیک داخلی و خارجی، تشکیل خوشه صنعتی به عنوان مناسب‌ترین استراتژی برای شرکت سازنده قطعات خودرو مورد مطالعه شناسایی شد. نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که با توجه به شرایط داخلی و خارجی شرکت سازنده قطعات خودرو، رویکردهای مبتنی بر همکاری و هم‌افزایی میان بنگاه‌ها می‌تواند نقش مؤثری در بهبود عملکرد و تقویت رقابت‌پذیری داشته باشد.