تحلیل اسطورة ایزد نباتی در قصة «گدولی و ماده گاو»
نویسندگان
1 دانشگاه جهرم
doi
10.22103/jis.2025.4882چکیده
زمینه/ هدف: آیینهای باروری یکی از گونههای پربسامد اساطیر است که بخش گستردهای از اساطیر جهان را در خود جای داده است. این اسطوره، توجیه انسان عصر باستان از زندگی دوبارة گیاهان در فصل بهار است که به شکلهای گوناگون در گوشه و کنار جهان نمود یافته است. دُموزی/ تموز، آتیس، آدونیس، دیونیزوس، اوزیریس، بَعَل، پرسفون، بالدر، معروفترین ایزدان گیاهی در اساطیر جهان هستند. در اساطیر ایرانی نیز سیاوش در زمرة ایزدان گیاهی است که ماجراهای مربوط به او بخش بزرگی از شاهنامه را دربرگرفته است. نگارنده در بررسیهای میدانی خود افسانهای را ضبط کرده است که همسانیهای شگرفی با دیگر داستانهای مشابه خود در اسطورههای جهان دارد. این روایت پیش از این در هیچ منبعی مکتوب نشده و با توجه به اینکه شمار اندکی از افراد کهنسال این افسانه را در خاطر دارند، در آستانة فراموشی است. هدف این پژوهش ضبط و بررسی تحلیلی این روایتِ در آستانة فراموشی است روش/ رویکرد: این مقاله به روش میدانی و کتابخانهای و با رویکرد توصیفی- تحلیلی نگارش شده است. یافتهها/ نتایج: یافتههای پژوهش نشان میدهد که شخصیت «گدولی» که در این قصه در نقش ایزد گیاهی ظاهر شده است، مانند دیگر همتایان خود از تولد تا مرگ، ارتباطی ویژه با طبیعت و سرسبزی آن دارد؛ قهرمان داستان برای نجات طبیعت و بازگرداندن حیات و سرسبزی به جهان، با دیو خشکسالی که عامل زایش- مادهگاو- را به بند کشیده است، نبرد میکند و با شکست دادن او، جهان دوباره نو میشود. ایزد نباتی در این داستان عامیانه نیز مانند دیگر همتایان خود، به وسیلة زنی- که در این داستان در نقش معشوق ظاهر میشود- به درون گیاه نی فرستاده میشود. هر چند این زن/ الهه، برخلاف داستانهای مشابه، تلاشی برای بازگرداندن ایزد نباتی نمیکند. حضور شخصیتهایی مانند گدولی، ماندنی و گلبس، نقش پررنگ اونالکها در روند داستان، مطرح شدن گاو به عنوان عامل زایش، مکانهای بومی و آشنا برای مردم منطقه، رنگ و بوی بومی به داستان داده است.