مطالعه تطبیقی- انتقادی تجرد نفس از دیدگاه تفسیری فخر رازی و علامه طباطبایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته کلام اسلامی دانشگاه قم و طلبه سطح چهار رشته تفسیر تطبیقی

2 استاد تمام و عضو هیات علمی گروه آموزشی فلسفه و کلام دانشگاه قم

3 عضو هیات علمی دانشگاه علوم و معارف قرآن

doi
10.22091/ptt.2022.7485.2033
چکیده

برخی از اندیشه‌وران، بر این باورند که سکوت فخر رازی در موضوع تجرد نفس، نشان‌دهنده مادی دانستن آن است؛ درحالی‌که از اقوال و دیدگاه‌های وی، به ‌مجرد بودن نفس می­توان رسید ولی بیان فخر رازی با دیگر فیلسوفان مانند علامه طباطبایی متفاوت است. لذا نوشتار حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، دیدگاه‌های این دو مفسر بزرگ جهان اسلام را مقایسه نموده، آراء آن‌ها را به بوته نقد می­کشاند و نظر مرجح را مطرح می­سازد. درباره مسأله تجرد نفس، سه نظر اصلی وجود دارد. برخی نفس را مادی دانسته­اند. دسته دوم آن را امری مجرد از ماده قرار داده‌اند و گروه سوم، دو مقام برای نفس قائل شده­اند که در مقام فعل، متعلق به ماده و در مقام ذات، مجرد از ماده است. آنچه از میان آثار فخر رازی تحلیل می­شود، تجرد نفس هم در ذات و هم در فعل است. در مقابل، علامه طباطبایی بهترین نظریه را عرضه می‌کند و با آیات قرآن و استدلالات منطقی و عقلی اثبات می­نماید که نفس، ذاتاً مجرد از ماده است ولی ازنظر فعل، محتاج به ماده؛ زیرا اگر در مقام فعل، مجرد از ماده باشد، نمی­تواند در این جهان مادی با بدن جسمانی ممزوج شود.