تأثیر بلاغت در آیات موهم جسمانیت خداوند از نگاه مفسران تأویلی و ظاهرگرا

نویسندگان

1 . استاد‌یار، گروه فقه و حقوق، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه یزد،shayegh.mr@yazd.ac.ir

2 . دانشجوی دکتری رشته تفسیر تطبیقی، دانشکده الهیات، دانشگاه یزد، moslem_lalehzari@yahoo.com.

3 . استاد‌یار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه یزد،pourroustaee@yazd.ac.ir.

doi
10.22091/ptt.2023.7701.2056
چکیده

تفسیر درست آیات قرآن به‌ویژه آیات دارای معانی متشابه، متوقف بر به‌کارگیری فنون و دانش‌های گوناگونی است که در این میان توجه به بلاغت همواره مدنظر مفسران است. حال سؤال اساسی آن است که تفاوت دو رویکرد تأویلی و ظاهرگرایی در نقش‌دهی به دانش بلاغت و فنون آن در فهم مراد خداوند به‌ویژه در آیات موهم جسمانیت چیست و تحلیل آن کدام است؟ رهیافت این پژوهش که بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای، به توصیف و تحلیل رویکرد مفسران در آیات موهم تجسیم و حرکت پرداخته، این است که در تبیین این دسته از آیات، مفسران تأویلی و ظاهرگرا به دو گونه عمل نموده و هریک در جهت تبیین و توجیه دیدگاه خود در تفسیر آیات، به‌ویژه آیات موهم جسمانیت، به بلاغت و به‌ویژه مجاز نقش‌سپاری کرده‌اند و در ادامه، توجه یا بی‌توجهی به فن مجاز به‌عنوان رکنی از اصول و قواعد بلاغی، منتهی به دو رویکرد تأویلی و ظاهرگرایی در تفسیر آیات شده است. دیگر آن‌که تعدد نظریات ادبی مفسران موافق تأویل، ناشی از برداشت متفاوت تفسیری آنان از این آیات نیست؛ بلکه تنوع اصول و قواعد بلاغی حاصل از آراء ادبی مفسران، یکی از مباحثی است که برای دوری از جسمانیت خداوند به آن استدلال شده‌ است.