جایگاه وجودشناختی و معرفتشناختی عقل فعال در فلسفة مشاء
نویسندگان
1 کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی
2 استادیار دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
عقل فعال به عنوان مرتبهای از نفس انسان برای اولین بار در آثار ارسطو مطرح شد. عقل در بین شارحان مشائی ارسطو, مانند: کندی و ابن رشد و توماس آکویناس, همان جایگاه ارسطویی را داشت. اسکندر افرودیسی از آن به عنوان موجود مجرد تام، مستقل از انسان (محرک نامتحرک ارسطویی) نام برد. برجستهترین نظریة مشایی در مورد عقل فعال در فلسفة ابنسینا و فارابی به عنوان آخرین عقل از سلسلة عقول طولیه، ممکنالوجود، مجرد تام و مستقل از انسان ارائه شد. عقل فعال سینوی کار کردی کانونی و گسترده در وجودشناسی مشایی دارد. این عقل به عنوان حلقة ارتباط بین مجردات (عقول طولیه) و مادیات، مبدأ صدور کثرات جهان مادی و کدخدای عالم تحتالقمر است. ایجاد هیولی، عناصر اربعه، مرکبات و نفوس (غیرفلکی) وابسته به افاضة صور وجودی از عقل فعال با معاونت حرکات و اوضاع فلکی میباشد. عقل فعال سینوی در حیطة معرفتشناسی نیز جایگاهی برجسته دارد. معرفت انسانی (ادراک حصولی) در تمام مراتب خود وابسته به افاضة صور کلی و معقولات توسط این عقل بر نفس ناطقه و خروج آن از قوه به فعلیت است. علم واجب الوجود به جزئیات متغیر نیز با کمک عقل فعال صورت میگیرد. بدین ترتیب عقل فعال در تمام مراتب وجودی و معرفتی مشایی در حیطة مادیات, نقشی عالی و کارکردی گسترده دارد و از ارکان فلسفة مشایی به حساب میآید