واکاوی انگارههای ذهنی شاعران عصر محمّدرضا پهلوی دربارۀ مشارکت سیاسی زنان (1320 تا 1357 ش)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
2 عضو هیات علمی گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند
3 گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند
4 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند
doi
10.22103/jis.2025.23810.2632چکیده
زمینه/ هدف: پرداختن به بحث انگارههای ذهنی میتواند منجر به شناخت دیدگاهها و درک و فهم افراد هر جامعه، نسبت به خود یا دیگران شود؛ چرا که غالباً افراد، دیگران را براساس انگارههایی که در ذهنشان از آنها دارند، درک میکنند و بر همین اساس، سعی در ایجاد ارتباط با دیگران دارند. اکثر پژوهشگران، دیدگاههای مردان و نگرشهای مردسالارانۀ حاکم بر جامعه را دلیل عمدۀ عدم مشارکت سیاسی زنان بیان میکنند. در دورۀ محمّدرضاشاه (پهلوی دوم) در سال 1341، به زنان، حق رأی اعطا شد؛ امّا در این دوره نیز حضور زنان، در بخشهای مختلف جامعه، از جمله سیاست، کمفروغ بوده است. بسیاری از فرهیختگان این دوره، از جمله مردان و زنان شاعر، به مشارکت زنان پرداختهاند که پژوهش حاضر، اشعار همین دسته از شاعران را ارزیابی، و انگارههای ذهنی آنان را دربارۀ مشارکت سیاسی زنان بررسی کرده است. روش/ رویکرد: تحلیل دادههای این پژوهشِ توصیفی- تحلیلی، به روش تحلیل مضمون صورت گرفته است و انگارههای ذهنی شخصی شاعران مرد (فعّال بودن و منفعل بودن زنان) و انگارههای ذهنی خویشتن شاعران زن (از منظر دیگری و از منظر خود) بررسی و انگارههای متضاد و مشابه بین این دو قشر، شناسایی شدند. یافتهها/ نتایج: نتایج حاصل نشان میدهد همۀ شاعران مرد به مشارکت سیاسی زنان توجّه داشته و همواره مشوّق آنان جهت حضور مؤثّر و فعّال در ادارۀ امور کشور بودند؛ در مقابل، شاعران زن، ضمن آنکه انواع قابلیّتها و حقوق فردی، اجتماعی و سیاسی را برای بانوان قایل بودند، جنس زن را از دید مردان، بیارزش، ضعیف، اسیر و خوار پنداشته و خطاب میکنند. به نظر میرسد دلیل کمرنگ بودن مشارکت سیاسی زنان را در عامل انگارههای ذهنی، میتوان جستجو کرد.